

1- مقدمه :
خودکشی، به معنای اقدام آگاهانه برای پایان دادن به زندگی، از دیرباز در جوامع بشری به اشکال مختلف وجود داشته است و در بیشتر مواقع جامعه آن را تأیید نمی کرده است . خودکشی به بسان هر پدیدۀ اجتماعی دیگر، گاه به میزان بسیار اندک و به صورت اتفاقی و شاد و گاه با میزان بالا مشاهده می شود و مطالعات
اجتماعی مربوط به خودکشی ، درکشورهای مختلف جهان، حکایت از آن دارد که هر چه جامعه از مرحلۀ سنتی فاصله می گیرد و شهری تر و صنعتی تر می شود، آمار خودکشی افزایش می یابد.
پورافکاری به نقل از کاپلان می گوید: خودکشی نوعی قتل عمر است که قاتل و مقتول آن یکی باشد. ممکن است موفقیت آمیز باشد یا نباشد . خودکشی عملی اتفاقی و بی هدف نیست ، برعکس راهی است برای رهایی از یک مسئله یا بحران که شدیداً شخص را رنج می دهد. این عمل معمولاً ناشی از نیازهای باطل و برآورده نشده ، احساس یأس و درماندگی، وجود تعارض هایی در زندگی ، فشار غیرقابل تحمل و باریک شدن راه های چاره از دیدگاه شخص است. بنابراین خودکشی عملی تصادفی یا بی معنا نیست ، بلکه برعکس راهی برای رهایی از معضل یا بحرانی است که به صورت اجتناب ناپذیری شخص را شدیداً رنج می دهد.
خودکشی از جمله پدیده هایی است که در تمام جوامع بشری وجود داشته و دارد. هنوز هیچ کس به طور یقین نمی تواند بگوید که چرا آدمی خود را می کشد، چگونه بعضی افراد در سخت ترین شرایط و مشکلات فراوان به زندگی خود ادامه می دهند و فکر خودکشی و اقدام به آن را ندارند، درحالی که گروهی در کمال رفاه و آسایش با یک سرخوردگی و مشکل بی اهمیت اقدام به خودکشی می نمایند.
مطالعات گوناگون علل اقدام به خودکشی را به روش های مختلفی طبقه بندی کرده اند و عمدتاً سه دستۀ اختلال روانی، بیماری های جسمی و مسائل اجتماعی مدنظر قرار گرفته اند. در دستۀ اختلالات روانی، روی افسردگی، الکلیسم و وابستگی به مواد تأکید شده است. انواع سرطان، صرع ، تومورهای مغزی و معلولیت های شدید جزو مسائل و بیماری های جسمی هستند که در افراد اقدام کننده به خودکشی مشاهده شده است . در دستۀ مسائل اجتماعی مسائلی همچون انزوا، فقدان یک عزیز، محرومیت اجتماعی، طلاق ، فقر و بیکاری دخیل بوده اند.
به طور قطع نمی توان یک عامل را علت خودکشی دانست . در بیشتر موارد ترکیبی از چند عامل وجود دارد. علاوه بر این ها ارزش های فرهنگی عامه و ساختار مذهبی- اخلاقی جامعه نیز در شیوع خودکشی دخیل اند.
مطالعات نشان می دهند که خودکشی می تواند شیوع خانوادگی داشته باشد. اگر یکی از اعضای خانواده یا دوستان نوجوان اقدام به خودکشی کرده باشند، این امر باعث افزایش احتمال خودکشی در فرد می شود.(کاپلان)
روشهای خودکشی متنوع می باشند و خودسوزی نیز یکی از روش های خودکشی است . اقدام به خودکشی به روش خودسوزی روشی خشن و بیرحمانه جهت پایان دادن به زندگی می باشد که فرد آگاهانه با به آتش کشیدن جسم خود سعی در قطع حیات خویش دارد.
مطالعات نشان مي دهد كه این روش در زنان نسبت به مردان شیوع بیشتری داشته با شد . بایستی توجه داشت که خودسوزی روشی خشن و درعین حال نمایشی است که این اقدام باعث ایجاد سوختگی های عمیق و با سطح زیاد شده وبه دنبال ضایعه و متعاقب زجر زیاد بیمار و خانواده اش منجر به مرگ بیمار می گردد. در مواردی نیز خودسوزی منجر به مرگ نشده ولی با برجای گذاشتن عوارض خود باعث ندامت دائمی بیمار می گردد.
کرومن (1998) می نویسد خودکشی به روش خودسوزی ، روشی عجیب و غیرمعمول در فرهنگ غرب به شمار می رود که به طور منظم در مراکز سوختگی دیده می شود.
گودرزی (1368) اظهار می دارد اگر شخصی تصمیم به خودکشی بگیرد. معمولاً البسه خود را با مواد نفتی آلوده و آغشته نموده ، سپس خود را به آتش می کشد. در اغلب موارد برای جلوگیری از به آتش کشیدن خانه خود، در نقاطی بدور از اتاق های مسکونی و در مکانهایی مانند حیاط خلوت و حمام که فاقد اشیای سوختنی می باشند خود را می سوزانند.
بایستی توجه داشت که خودسوزی یک معضل و مشکل اجتماعی است که می تواند تأثیرات نامطلوب روحی، روانی ، جسمی و اقتصادی و اجتماعی برای بیمار ، خانواده وی و جامعه در پی داشته باشد. لذا با توجه به فراوانی قابل ملاحظه خودسوزی در شهرستان خرم آباد (استان لرستان) و حومه که طبق آمارهای موجود نرخ خودکشی آن در سال (1367) 8/1 در صد هزار بوده و در سال (1377) این نرخ به 27 در صدهزار رسیده است پژوهش حال حاضر جهت شناخت دلایل ا قدام به خودسوزی انجام گرفته است.
2- بیان مسأله :
خودکشی به عنوان بخشی از انحرافات اجتماعی شناخته شده است و آن عبارت است از یک عمل ارادی که طی آن شخص خود را به وسیله ای مثل اسلحه، قرص، آتش ، حلق آویز کردن ، گاز و غیره از بین می برد.
برای بررسی هر پدیده اجتماعی نخست باید آن را تعریف کرد و چارچوب موضوع مورد بررسی را مشخص و محدود کرد. زیرا قلمرو و دامنۀ مسائل و پدیده های اجتماعی گسترده وهم پوش است.
پدیده های اجتماعی به دلیل پیچیدگی خود ابعاد متفاوتی دارند که مطالعۀ همۀ آنها امکان پذیر نیست.
جامعه شناسی مسائل اجتماعی طیفی از موضوعات مختلف را در بر می گیرد و به مطالعه، تعریف بررسی علل و راه حل های مسائل اجتماعی می پردازد.
خودکشی نیز مسئله ای اجتماعی است . پس لازم است ابتدا آن را با رویکردی جامعه شناختی تعریف کنیم و سپس توضیح دهیم که چرا مسئله ای اجتماعی است.
سی رایت میلز در اثر ارزندۀ خود پیمان جامعه شناسی یکی از نخستین و وسیع ترین تعریف را از مسئلۀ اجتماعی عرضه کرده است . « وی قویاً استدلال می کند که وقتی مشکلی در تعداد وسیعی از مردم تأثیر دارد باید به ماورای افراد واز این رو به ساختار اجتماعی ، الگوهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه نظر افکنیم.» بنابراین ملاک مسئله بودن پدیده ای در جامعه از دیدگاه میلز آزار دهنده بودن آن برای شمار زیادی از مردم است. جامعه شناسان بعد ازمیلز با الهام از وی مسئله اجتماعی را مشکلاتی تعریف کرده اند که با تعداد فراوانی از مردم ارتباط دارد، ناشی از علل اجتماعی ساختاری است و همچنین مستلزم راه حل های اجتماعی – ساختاری است .
حال با این تعریف از مسئله اجتماعی آیا خودکشی مسئله ای اجتماعی است ؟ جواب این سؤال مثبت است . در اغلب کشورهایی که اطلاعات آن ها در دسترس است خودکشی در بین 10 علت اول مرگ در تمام سال های زندگی قرار دارد. در برخی کشورهانیز خودکشی یکی از 3 علت اول مرگ در سنین 15-34 سالگی است . با این زمینه به راحتی می توان به گستردگی مسئلۀ خودکشی پی برد و از آن همچنین مسئلۀ اجتماعی فراگیری درجوامع کنونی بحث کرد.
سئوالي كه دراينجا مطرح مي شود اينست كه خودکشی چیست و آیا می توان آن را تعریف و تحدید کرد؟ آیا می توان تعریف جامعه شناسانه ای از آن داد ؟
امیل دورکیم جامعه شناس بزرگ کلاسیک قرن نوزدهم، که بخشی ازتلاش های علمی خود را به بررسی مسئله اجتماعی اختصاص داد، در اثر گرانقدرش خودکشی، تعریف نسبتاً جامع و جامعه شناسانه ای از خودکشی داد.
به نظر دورکیم خودکشی عبارت است از هر نوع مرگی که نتیجۀ مستقیم یا غیر مستقیم کردار مثبت یا منفی خود قربانی است که به نتیجۀ آن آگاه بوده است .
خودکشی انفرادی ترین تصمیم و پدیده در زندگی انسان است. خودکشی رفتاری است پیچیده که ازتمایل و فکر خودکشی تا اقدام به خودکشی منجر به مرگ را در بر می گیرد، هر چند عموماً فکر خودکشی و اقدام به آن از نشانه های افسردگی درهمه سنین است اما افسردگی تنها علت خودکشی (خودسوزی) نیست، خودکشی واکنشی ا ست با طبیعت رشدی که برای همه بیماران روانی و احتمالاً برای بسیاری از افراد طبیعی جنبه فراگیر و شایع دارد.
خودکشی علل و اسباب متعدد و متفاوتی دارد، پیر و برنا، زن و مرد و فقیر وغنی بسیاری در کشورهای مختلف جهان ، در شرایط خاصی، عطای «شیرینی » زندگی را به « لقایش» می بخشند و در « تلخی» مرگ راه رستگاری می جویند!
به هر حال خودکشی در بعضی ازنقاط جهان ، انگیزه اعتراض به شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی موجود در آن جوامع را دارد و برای آنان خودکشی نوعی ابزار خشونت برعلیه وضعیت سخت زندگی در یک جامعه و یا در دنیا است.
3- ضرورت اهمیت موضوع
خودکشی یکی از معضلات اجتماعی است که طبعاً ابعاد مختلفی را داراست . و همانطور که خودکشی از مشکلات انسان که در زندگی با آن مواجه است ناشی نمی شود، ابزار بازدارندۀ پیشرفت خودکشی نیز این نیست که مبارزه هر چه ساده تر و زندگی هرچه راحت تر گردد.
اگر انسان ، امروزه بیش از گذشته دست به خودکشی می زند، این به خاطر آن نیست که برای حفظ خود مجبوریم سعی و کوشش طاقت فرسایی را متحمل شویم، یا اینکه نیازهای مشروعمان کمتر ارضاء می شوند، بلکه به دلیل آن است که ما دیگر نمی دانیم که نیازهای مشروعمان تا کجا ادامه دارد وبه کجا محدود می شود و دیگر معنی و جهت سعی و کوششهایمان نیز برایمان مشهود نیست.خودکشی یک موضوع ساده اجتماعی نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت، چنانچه به ریشه ها و علل آن توجه نشود این عوامل می توانند موجبات تبعات سنگین تری را برای جامعه فراهم نمایند. خودکشی یک فرد علاوه بر اینکه ضایعه ای برای او و خانواده اش است، برای جامعه هم ضایعه ای بزرگ به حساب می آید. خودکشی همچنین ، نشانه ای از بی سازمانی شخصیتی است؛ یعنی در شرایطی که تعادل شخصیتی فرد دگرگون می شود خودکشی را به دنبال می آورد از طرف دیگر خودکشی آنچنان تبعاتی را به دنبال دارد که علاوه بر آزردگی خاطر افراد اجتماع، آنچنان فشاری را برروی بازماندگان و اطرافیان می آورد که ممکن است حتی آنان را تشویق به خودکشی نماید.
همانطور که دورکیم مطرح می کند خودکشی معضلی است که انسجام جامعه را مختل می کند و می تواند سامان اجتماعی ما را به خطر بیندازد. خودکشی همچنین باعث می شود که فرد نتواند وظیفه خود را به خوبی انجام دهد.
لذا باید شرایطی فراهم گردد که افراد احساس امنیت نمایند و بدین منظور با هر عاملی که در ایجاد امنیتی در جامعه خلل ایجاد می نماید باید برخورد شود. بنابراین شناخت ریشه ها و دلایل خودکشی که یکی از عوامل مخل امنیت می باشد ضرورت دارد. مهمترین منبعی که می تواند به شناخت این پدیده کمک کند خود افراد خودسوز ناموفق و خانواده افرادی است که خودکشی(خودسوزی) موفق داشته اند .بررسی عوامل مؤثر درخودکشی (خودسوزی) در استان لرستان (شهر خرم آباد وحومه) و روشن کردن رابطۀ میان عوامل با خودکشی به چند دلیل اهمیت زیادی دارد :
نخست این که خودکشی ، حتی اگر پدیده ای اتفاقی و نادر باشد ، به این دلیل که به عمر انسان یا انسان هایی خاتمه می د هد و خسارت جبران ناپذیری وارد می سازد، بسیار مهم است و برای جامعه ضایعه محسوب می شود.
دوم این که بررسی اوضاع خاصی نظیر وضعیت شهرستان خرم آباد که آمار خودسوزی شرایط بحرانی آن را منعکس می کند و مسئلۀ اجتماعی مهمی است که زنگ خطری را به صدا در می آورد، ضروری است.
سوم این که چون براساس پژوهش های جهانی ( مانند مطالعات دورکیم 1897 ؛ و مرتن 1971) و ایران اکثر اقدام کنندگان به خودکشی را جوانان و مجردان تشکیل می دهند، اهمیت مسئله بدلیل جوان بودن میانه سنی جامعه، دو چندان می شود.
پس می توان اهداف این تحقیق را چنین عنوان کرد:
1- بررسی میزان انحراف خودکشی (خودسوزی) با توجه به متغیرهای سن، جنس، میزان تحصیلات، وضعیت تأهل و...
2- شناخت عوامل فرهنگی و اجتماعی و مذهبی تأثیر گذار بر خودسوزی .
3- شناخت عوامل اقتصادی مؤثر درخودسوزی
4- تعیین انگیزه های خوسوزی مربوط به سابقه اختلالات روانی
5- تعیین انگیزه های خوسوزی مربوط به مشکلات فردی، جسمی وعاطفی
سابقه تاریخی و موقعیت جغرافیایی خرم آباد
سرزمین لرستان با مساحت تقریبی بیست ودو هزار کیلومتر مربع اقلیم پهناوری است که از شمال به نهاوند و از شمال شرقی به بروجرد و ازمشرق به رودخانه سزار و مخمل کوه و از جنوب شرقی به صیمره و کرمانشاهان و از شمال غربی به هرسین محدود می گردد. این منطقه بین کرمانشاهان و بروجرد و ملایر و اراک وخوزستان قرار گرفته است، بررسی مطالب قدما در این باره نشان می دهد که پیش از تقسیم این ناحیه به دو منطقه لُر کوچک و بزرگ منطقه ای وسیع بوده وبعد از آن نیز تا دوران آقامحمدخان قاجار با کشور عراق هم مرز بوده است. از این زمان بنا به مصالح سیاسی که آقامحمدخان در نظرداشت و مایل نبود قدرت حکام لُر دوباره تجدید شود ناحیه پشت کوه لرستان را از آن جدا کردند و در دوران پهلوی ضمن تقسیمات کشوری نه فقط پشت کوه از این منطقه جدا شد بلکه قسمتی از پیش کوه را نیز که درطرف دیگر رودخانه صیمره و دره شهر نام دارد. ضمیمه کرمانشاهان کردند ولی در تقسیمات اخیر دوباره به لرستان پیوسته است.
لرستان تا دوره معاصر و گاهی این زمان به لرستان فیلی مشهور بوده و هست که واژه فیلی دگرگون شده ای از واژه فهلی و پهلوی است که اگر چه لُریا لورنامی است که از قرون اولیه پس از حمله عرب مشهور و متداول شده جزء پهله اشکانی بوده و از این جهت گویش ها و سروده های لرستان را فهلوی یا فهلویات گفته و نوشته اند که گویش هایی از زبان پهلوی اشکانی یا فارسی میانه است.
هربخش از پهنۀ لرستان درگذشته دورنامی داشته است مانند شاپورخواست یا شاپرخواست که تا قرن ششم هجری قمری مسکون و آباد بود وشهر کنونی خرم آباد پس از ویرانی آن بنا گردید و آباد شد. شاپورخواست کم کم خالی و ویران شد آثاری چون پل شاپوری ، مناره ای از دوره دیلمیان و سنگ نوشته ای از قرن ششم هجری که نام شاپرخواست بر آن کنده شده از آن باقی است شمال آن ماه کوفه نام گرفت و بخش جنوبی آن یعنی پشت کوه امروز و صیمره ماداکتویا مهرجان قذق و ماسبران نامیده شدند که جزء ناحیه کوهستان یا منطقه جبل عصر اسلامی است.
درمورد گویش لری ولکی : گویش لری یا گویش بیشتر طوائف ایرانی از یک اصل زبان پهلوی است واژه های مهم لری ولکی که اولی بین طوایف چگنی، سگوند، میر ، قائدرحمت، بهاروند و بومیان خرم آباد معمول و دوّمی گویش اهالی هرو سلسله ، دلفان است ، مورخان قدیمی زبان لری را بین عربی و ترکی دانسته و داستانهای عجیبی در این باره نقل کرده اند ولی با اینکه از نزدیکترین زبانها به زبان پهلوی به شمار می رود.
درمورد مذهب مردم لرستان رولینسون اظهار داشته است که تعالیم افراطی شیعی در سراسر لرستان گسترده است . اکثر لک ها پیرو اهل حق (علی اللهی ) می باشند همچنین طوایف سگوند، پاپی و بدرالی پیرو این فرقه هستند ، به عقیده پیروان فرقه اهل حق، لرستان صحنه فعالیت های سومین مرحله تجلی الهی است که باباخشین نامیده می شود.
ظهور آل بویه و توجه آنان به تشیع باعث توجه بیشتری به این مذهب گردید با آن که تا حمله مغول این سرزمین تحت تسلط و نفوذ خلفای عباسی قرار داشته و برخی از امرای لُر نیز مذهب تسنن را پذیرفته بودند، تشیع در این ناحیه رونقی بسیار داشت و از نوشته های عالم آرا و حبیب السیر معلوم می گردد که این کیش در لرستان سوابقی ممتد و پیروانی متعصّب داشته است بعد از انقراض چنگیزیان که ساکنان لُر بزرگ، بختیاری – وخوزستان بوسیله خاندان امیر نجم الدین محمود آملی داماد غرالدّوله سیّد بزرگوار شوشتری به این مذهب روی آوردند، شیعی مذهبان در لرستان نیروی بیشتری گرفته و اکثریت عظیمی راتشکیل دادند امروزه و درحال حاضر سرسپردگی مردم لرستان به خاندان رسالت و معصومین (ع) حکایتی است که ریشه در اعتقادات واقعی و درونی دارد.
خرم آباد یا خایدالوو یا شاپور خواست نامی است آشنا درتاریخ و جغرافیای تاریخی ایران با گذشته ای سخت وپرماجرا و پیشینه ای بدرازای تاریخ، خرم آباد در درّه عمیقی واقع است و کوههای شهنشاه – طاف – مخمل کوه – یافته او را محاصره کرده اند وسعت واقعی شهر بعلّت درّه جز از ارتفاعات از طریق دیگر بواقع دیده نمی شود – شهر قدیم بنا به تحقیقاتی که به عمل آمده ظاهراً در حوالی مناره ای مرتفع که درقسمت جنوب شرقی قرار دارد ساخته شده .
ماسپرو مؤلف کتاب تاریخ ملل شرق می نویسد : « اخبار این بلایا کرورنانخویتی را وحشت زده کرده و او دیگر به امنیت این سامان اعتقادی ندارد مشیرالدوله پرنیا در کتاب
ایران باستان و ژان دمرگان محقق فرانسوی معتقدند که لرستان از ایلات عیلام قدیم بوده و خرم آباد هم همان خایدالوست که یکی از چهارشهر عمده بشمار می رفته است.
اختلاف ساعت خرم آباد و تهران دوازده دقیقه و هیجده ثانیه بوده و جاده سرتاسری خوزستان تهران از این شهرستان عبور می کند و جاده هایی از آن نیز به کرمانشاهان و کوهدشت و ازنا، منطقه پاپی ، هرو می رود.
خرم آباد همچنین دارای آثار باستانی زیادی و آب و هوای معتدل جاهای دیدنی سرسبز و زیباست.
خودکشی در شهر خرم آباد و حومه سیر صعودی دارد. نرخ رشد خودکشی در سال 67 (8/1 درصد هزار) و درسال 77 (27 درصد هزار نفر) بوده است نرخ خودکشی در اروپا در بالاترین حد خود 35 درصد هزار نفر ( درکشور مجارستان ) بوده که از این منظر نرخ خرم آباد وحومه بسی قابل تأمل است.
درخرم آباد و حومه خودکشی (خودسوزی) به سرعت در روستاها نیز سرایت کرده است . خودکشی در این استان یک پدیده زنانه است تا مردانه و در 80% خودکشی ها دختران و زنان جوان دیده می شوند . سن افراد خودکش بین 29-15 ساله است و زنان برعکس نظریات علمی بیشتر از مردان از روش های خشن استفاده می کنند. جامعه لرستان تقریباً یک جامعه ی مرد سالار و سنتی است، ازجمله عوارض ناشی ازنظام مردسالاری در جامعه لرستان دوگانه بودن الگوی تعلیم و تربیت پسران و دختران است. شیوه ی تعلیم و تربیتی والدین نسبت به دختران به کار می گیرند مانع از بلند پروازی در جهت کشف کردن آموختن و حرکت می شود و دختران تنها اجازه دادند که به انتخاب های کوچک و کم اهمیت دست بزنند و محیطی که درخانه به وجود می آورند در جهت ایجاد حس گذشت و اغماض در پسران و محبّت و انضباط ، ظلم پذیری ، تسلیم و اطاعت محض در دختران است و همین مسائل سبب می شود که دختران به مرور زمان به مخلوقات کوچک غیرفعال، نامتکی و وابسته به دیگران بدل شده وبه فعالیت های نظیر کارهای دستی که معمولاً زندانیان به آنها می پردازند اکتفا نمایند.
به هر حال می توان گفت که در این استان خودکشی به روش خودسوزی بیشتر درجمعيتي اتفاق مي افتد كه در طبقات پست هرم اجتماعی قرار دارند.
4- هدف تحقیق:
شناسائی علل خودکشی در مراجعان (بعلت خودکشی) به بیمارستان شهدای عشایر شهرخرم آباد
5- فرضیات تحقیق :
1- تحصیلات در گرایش افراد به خودسوزی مؤثر است.
2- ازدواج های تحمیلی، اختلافات زناشویی و مشاجرات خانوادگی ممکن است از انگیزه های مهم خودسوزی است.
3- مشکلات اقتصادی، مالباختگی ، بیکاری ، از دست دادن سرپرست و جنسیت در اقدام به خودسوزی مؤثر است..
4- مشکلاتی نظیر وابستگی به مواد ، افسردگی و اختلالات روانی از انگیزه های مهم خودسوزی است.
5- ميزان سن افراد در اقدام به خودکشی عامل مؤثری است.
6- بیماریهای جسمی می تواندعامل مؤثری در خودکشی است.
6- تعاریف نظری وعملی اصطلاحات
1-6- خانواده : گروهی تشکیل شده از افرادی که از طریق پیوند زناشویی ، همخونی یا پذیرش یکدیگر به عنوان شوهر، زن ، مادر، خواهر، برادر ، فرزند در ارتباط متقابل اند و فرهنگ مشترکی پدید آورده و در یک واحد زندگی می کنند.» ( ساروخانی 1370 ، ص255)
2-6- خودکشی : عبارت است از عملی که فرد جهت مقابله با فشارها و نابسامانیهای اجتماعی در جامعه انجام می دهد و با این عمل می خواهد خود را از آن مشکلات برهاند. ( شعبانی فرد جهرمی 1374 ، ص27)
3-6- خودکش : کسی که اقدام به خودکشی و نابودی خود می کند. فردی که به شکل آگاهانه می خواهد حیات خود را از خود سلب کند.
4-6- تحصیلات : منظور از تحصیلات ، تحصیلات رسمی مدرسه ای است که با معیار دبستان، راهنمایی، دبیرستان و دانشگاهی سنجیده می شود.
5-6- شکستها : منظور از ازدواج های تحمیلی ویا ناموفق، مردود شدن در مدرسه ، عدم موفقیت در کنکور ، طلاق و جدایی و ... می باشد.
6-6- وضعیت روحی روانی فرد: منظور حالتی است که فرد در هنگام خودسوزی داشته است که عموماً 2 حالت مدنظر است :
الف – آیا فردی که خودسوزی کرده است درحالت عصبی به این اقدام دست زده ؟
ب- آیا فردی که خودسوزی کرده درحالت خونسردی دست به چنین عملی زده ؟( قدرت الله نجفی ، ص16)
7-6- بی هنجاری : حاصل وضعیت آشفته ای است که هنجارها از بین رفته یا درتضاد قرار گرفته اند ، جامعه هایی که در آنها به طور گسترده « بی هنجاری » وجود داشته باشد در خطر متلاشی شدن قرار می گیرند. زیرا اعضای آن جامعه برای نیل به مقاصد مشترک خطوط راهنما در اختیار ندارند و اغلب مواقع احساس جدایی و بی جهتی می کنند.
8-6- آنومی : وضعیتی اجتماعی است که صفت مشخص کننده آن را از هم پاشیدگی میزانهای حاکم بر معاملات اجتماعی تشکیل می دهد.
9-6- افسردگی : نشانگر یک حالت غمگینی ، دلتنگی ، بی تحرکی و آشفتگی ادراک است و فرد افسرده با سربزیر افکندن و بازوان آویزان مدتها درگوشه ای بی حرکت می نشیند حالتی مغموم و نگاهی بیروح دارد وبه نقطه ای خیره می شود و اغلب غمزده وگرفته است و ناله و فغان سر می دهد. این درحالی است که افسردگی با احساس بی اعتمادی به خود، ضعف اعتماد به نفس، ناتوانی ، آسیب ، گزند و ... همراه است.
10-6- اضطراب : از علائم اختلالات و بیماری های ذهنی و احساسی بشمار می رود که از مشخصات آن احساس دلهره عمیق و گاهی بدون دلیل، احساس ترس ، نگرانی و دلواپسی و نوعی بیقراری روانی است از این رو اضطراب را می توان گونه ای درد و رنج اخلاقی دانست که به آینده مربوط می شود.
11-6- روش خودکشی : منظور روش یا وسایلی است که فرد توسط آن اقدام به از بین بردن خود کرده است که در این تحقیق اغلب نفت بود.





فصل دوم
1) نگاهی به نرخ خودکشی در جهان و ا یران و مطالعات مربوط به آن :
نرخ خودکشی در بین کشورهای جهان روندهای متفاوت و متغیر داشته است. با توجه به آمار و ارقامی که از سوی سازمان بهداشت جهانی در سال 1992 انتشاریافته است دامنه نرخ خودکشی از 3 در 100 هزار نفر جمعیت به 45 در 100 هزار نفر در نوسان است . براساس برآورد سازمان جهانی بهداشت تعداد کسانی که در دنیا دست به خودکشی می زنند روزانه اندکی بیش از 1000 نفر است ، بررسی در آمارهای مربوط به علل مرگ و میرنشان می دهد که خودکشی در طی سالهای اخیر اهمیتی بیش از پیش کسب کرده است و در سطح کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی غالباً در ردیف پنجمین تا دهمین علت از طبقه بندی علل مرگ و میر قرار دارد.
برابر اعلام سازمان جهانی بهداشت میزان خودکشیهای موفق درکشورهای مختلف جهان بین صفر تا قریب به هزار در میلیون نفر در نوسان بوده است.
درکشورهای مسلمان و آمریکای لاتین این میزان بسیارپایین تر از اروپا، امریکای شمالی و استرالیا است.
درکشورهای اروپای جنوبی میزان خودکشی منجر به مرگ (خودکشی موفق) نسبتاً پایین است حال آن که در شمال و مرکز اروپا عموماً میزانهای بالاتری دیده می شود . از آغاز قرن بیستم تا کنون میزانهای سالانه خودکشی افزایش آرامی داشته است. و میزان آن را در کشورهای اروپای غربی در حال حاضر 10 نفر درصد هزار نفر جمعیت تخمین می زنند.
به طور کلی مرگ ناشی از خودکشی درهمه کشورهای جهان روبه افزایش است. بدیهی است که میزان خودکشی گذشته از آن که بر اثر شرایط و علل خاص درکشورهای جهان تحول می یابد بر اثر وقایع معینی و در دوره های مشخصی از تاریخ نیز کاهش یا افزایش یافته است.
با توجه به اینکه نرخ خودکشی در ایران درمقایسه با کشورهای دیگر و بخصوص کشورهای صنعتی غرب فاصله زیادی دارد و درحد کمتری است اما روند آن طی دو دهه اخیر روبه افزایش بوده است.
براساس مجموع تحقیقاتی که انجام شده ، علل و انگیزه های خودکشی را در ایران چنین می دانند:
1-1- اختلافات زناشوئی و نامناسب بودن شرایط زندگی خانوادگی
2-1- ناراحتیهای روانی ، شکست در عشق و عدم تعادل شخصیت
3-1- فقر، بیکاری ، اعتیاد و شرایط نامساعد اقتصادی
4-1- شرایط خاص زندگی شهری بویژه شهرهای بزرگ صنعتی
5-1- از هم پاشیدگی و جدایی گروههای اجتماعی.
یکی از نخستین تحقیقات انجام شده در باب خودکشی در ایران تحقیقی است که تحت عنوان خودکشی در ایران ، توسط خسروخسروی انجام یافته است که در ذیل اجمالاً خلاصه ای از تحقیق ،نتایج بدست آمده و برخی نتیجه گیرهای محقق ارائه می شود:
- مردان خیلی بیشتر از زنان خودکشی می کنند و اختلاف فاحشی از نظر خودکشی بین زنان و مردان وجود دارد. مع الوصف اگر اقدام به خودکشی را در نظر بگیریم ، درصد زنان بیش از مردان است .
- بنابر فرضیه های پیشین زنان و مردان غیر متأهل دست به خودکشی می زنند، این اختلاف بی شک از وابستگی آنان به زندگی و خانواده ناشی می گردد. مطالعه ها درباره زنان خودکش این فرضیه را رد می کند. زنان متأهل در ایران بیشتر از زنان مجرد خودکشی می کنند.
- وسایل خودکشی در کشورها و مناطق جغرافیائی متفاوت و متنوع است . خودکشی با تریاک که از خصوصیات منطقه ای ایران است رایج ترین شیوه انتحار در ایران به شمار می آید در کشورهای صنعتی و غربی استفاده از گاز و اسلحه بیشتر متداول است و معهذا اختلاف بین زن و مرد در نوع وسیله انتحار قابل ذکر است و زنان عمدتاً به شیوه ها و وسایلی چون مسمومیت با سم و قرص، پرتاب از بلندی غرق در آب و درمواردی نفت و خودسوزی روی می آورند.
- تعداد خودکشی در ایران در فصل پاییز بیش از سایر فصل ها و در زمستان کمتر از دیگر فصول است.
خودکشی در لرستان نيز سیر صعودی دارد. نرخ رشد خودکشی در سال 67 (8/1 درصد هزار ) و در سال 77(27 در صد هزار) بوده است نرخ خودکشی در اروپا در بالاترین حد خود 35 درصد هزار نفر(درکشور مجارستان) بوده که از این منظر نرخ لرستان بسی قابل تأمل است.
تنها تحقیقی که در باب خودکشی به روش خودسوزی در لرستان ( خرم آباد و حومه) انجام پذیرفته مربوط به آقای شمس
خرم آبادی است که نتایج این پژوهش نشان می دهدکه بیشتر افراد خود سوخته زن بودند و اکثر نمونه ها مجرد و بیشتر در حاشیه شهر سکونت داشته و مهمترین دلیل نیز اختلافات خانوادگی عنوان شده است.
2) آراء حکما وجامعه شناسان، روانشناسان
1-2- نظریه امیل دورکیم
اولین مطالعه درباره خودکشی به روش علمی توسط امیل دورکیم جامعه شناس شهیر فرانسوی در اواخر قرن 19 با تألیف کتاب خودکشی آغاز شد.
او در کتاب مذکور به معرفی مفاهیمی چون واقعیت اجتماعی به مثابه امور اجتماعی و خارجی نسبت به فرد به عنوان بازدارنده ها و کنترلهای اجتماعی و مفهوم وجدان جمعی و مغز گروهی می پردازد و مفهوم آنومی را برای وضعیتی اجتماعی که در آن فرد فاقد معیار و ملاکی جهت رفتار است بکار می رود و در کل خودکشی را به عنوان شاخصی جهت نشان دادن زوال و نقصان اخلاق و فقدان انسجام اجتماعی، کاهش پیوند و ارتباط بین فرد و جامعه و اختلال در کارکرد به دنبال کنترل کننده های اجتماعی مطرح می سازد.
دورکیم با بررسی هایی که در اروپا انجام می دهد نتیجه گیری می کند خودکشی یک پدیده اجتماعی است و آن را پدیده ای پایدار می داند که اعمال فردی قادر به توجیه آن نمی تواند باشد به همین سبب خودکشی را حاصل جمع شدگی عوامل گوناگون، تأثیرات خانوادگی اجتماعی، دینی و همه واقعیتهای اجتماعی و ناشی از درهم ریختن قالبها و گسستگی روابط اجتماعی و تنهایی فرد در جامعه می داند.
استنتاج کلی دورکیم این است که : نرخ خودکشی اجتماعی هر جمعیتی تنها با عطف به نتایج و آثار میزان تغییرات در درجات انسجام اجتماعی و یکپارچگی گروهی قابل تعیین است.
انواع خودکشی از دیدگاه دورکیم :
1-1-2- خودکشی خودخواهانه
2-1-2- خودکشی دیگر خواهانه
3-1-2- خودکشی آنومیک یا بی هنجاری
4-1-2- خودکشی قدرگرايانه
1-1-2- خودکشی خودخواهانه :
دورکیم معتقد است « عدم یکپارچگی و وحدت خانواده سبب می گردد که تعداد خودکشی در افراد مجرد بیش از افراد متأهل و در افراد مطلقه دارای فرزند کمتر از افراد مطلقه بدون فرزند می باشد.
از طرفی با عنایت به اینکه درجوامع شهری فرد گرائی رواج بیشتری دارد وبعد نظارتی و روح جمعی نیز در مقیاس با روستاها کمتر می باشد. خودکش خودخواهانه بیشتر در مناطق شهری حادث می شود. همچنین خودکشی در بین افراد پروتستان بدلیل فرد گرایی که در این مذهب تبلیغ می شود بیشتر از کاتولیکها می باشد.
خودکشی خودخواهانه یا خودپرستانه دارای دو گونه فرعی است.
الف : نوع مالیخولیایی
ب: نوع اپیگوری
در نوع مالیخولیایی رویائی که با نوعی سستی و احساس فتور همراه است حالات افسردگی و انفعالی شدید در فرد دیده می شود در نوع اپیگوری احساس بی میلی و بی اشتهائی بصورت امری واقعی و غیرخیالی در فرد بشدت راه یافته و او را نسبت به هر چه در پیرامون است بی میل و بی تفاوت و خونسرد می سازد.
خودکشی خودپرستانه اپیگوری غالباً با نوعی احساس بی معنائی و بدبینی نسبت به واقعیت های هستی وپیرامون همراه است.
2-1-2- خودکشی دیگر خواهانه :
در این خودکشی فرد خود را به خاطر جامعه یا دیگری از بین می برد و این در شرایطی است که فرد نسبت به جامعه گروه یا دیگری احساس همبستگی و انسجام قوی دارد و ارزشها و هنجارهای آن را ازخود دانسته و بین منافع خود و آن چیز یا کسی که بخاطرش خودکشی می کند تمایز قائل نمی شود.
از جمله خصوصیات این خودکشی، شور و شوق و اشتیاق وافر همراه با فعالیت ، جستجو برای جایگاهی فراسوی زندگی این جهان می باشد و درجوامع ابتدایی ، نزد سربازان شهادت طلب مذهبی بیشتر حادث می شود.
به سه گونه رخ می دهد یا با نوعی اجبار همراه با احساس وظیفه ویا با نوعی اختیار و اشتیاق و وجود صوفیانه و عارفانه همراه است و یا خردورزانه و هوشمندانه که در آن مرگ به دست خود فرد قابل تمجید و ستایش است .
خودکشی دگرخواهانه بر اثر شدت مکانیسم تنظیم رفتار افراد صورت می گیرد و نه ضعف آن از این نوع خودکشی در کتاب دورکیم نمونه اصلی ارائه شده است .
« در تعدادی از جوامع دیرین مشاهده می شود ، خودکشی زن همسر مرده ای است که مانند مورد رایج در هند می پذیرد همراه جسد شوهرش سوزانده شود. دراین مورد به هیچ وجه سخن بر سرخودکشی مبتنی بر فردیت طلبی افراطی نیست بلکه بحث برسر محو کامل فرد در گروه است . فرد برحسب فرامین اجتماعی، مرگ را بر می گزیند. بی آنکه حتی در فکر دفاع از حق زندگی خویش باشد.» و این نوع خودکشی در واقع از نوع اجباری است .
در خودکشی خودخواهانه اختیاری و ارادی فرد خود به استقبال انتحار و مرگ می رود این نوع خودکشی را به داوطلبان شهادت در صور مسیحیت نسبت داده اند. نوع دیگر خودکشی ، خودکشی هوشمندانه است که فرد با کناره گیری و چشم پوشی از خود و حیات خود و زندگی در این دنیا به دلیل اینکه جامعه چنین عملی را قابل ستایش می داند، دست به خودکشی می زد.
3-1-2- خودکشی ناشی ازنابسامانی
دورکیم معتقد است این خودکشی زمانی رخ می دهد که جامعه دچاربحران و بی هنجاری شده است.
« وقتی از سوئی هنجارها از بین می رود و هنجارهای جدید جای آنها را نمی گیرد و از سوی دیگر، از آنجا که انسان دارای فطرتی سالم نیست و طبیعت شرور دارد و در این مقطع خاص، آن اجبار جمعی که سوسیالیسم دورکیم را به وجود می آورد و به واسطه آن انسان ، اجتماعی می شود نیز از بین رفته است ، در نتیجه انسان رها می شود و همچون ذرات معلق می ماند که جهت خاصی ندارد و ممکن است به سوی بدی ویا به سوی خوبی کشیده شود.»
سپس دورکیم « خودکشی آنومیک را نتیجه یک تغییر و جابجائی موقت و درعین حال ناگهان در هنجار یک جامعه می داند.»
دورکیم چهار شاخصه را در بروز خودکشی آنومیک در نظر می گیرد:
الف) تغییرات سریع اجتماعی مانند شرایط بحرانهای اجتماعی نظیر رکود اقتصادی.
ب) هر آشفتگی در نظام جمعی و نظم عمومی جامعه که باعث مختل شدن رابطه بین هدف و وسیله می گردد.
ج) مشاغل حرفه ای و لیبرال بعنوان شاخص برای خودکشی بی سامانی محسوب می شوند در واقع نرخ خودکشی در جوامع صنعتی مدرن و شهری بالاتر از جوامع سنتی و روستائی می باشد.
د) طلاق به عنوان نوعی آنومی یعنی اغتشاش در روابط بین هدف و وسیلۀ خانواده بشمار می آید.
4-1-2- خودکشی قدر گرايانه(تقديرگرايانه)
این خودکشی در تقابل با نوع ناشي از بي هنجاري محسوب مي شود . در خودكشي قدرگرايانه اقدام فرد به خودكشي از افراط وي در نظم و قاعده ناشي مي شود . بيشتر كساني به اين نوع خودكشي گرايش دارند كه آينده شان بطور بي رحمانه مسدود شده و احساساتشان در مواجهه با نظامات و قواعد آزار دهنده سركوب شده است و براي رهائي از ماهيت نظام سرسخت و انعطاف پذير حاكم بر شرايط زندگي و نيز به جهت ناسازگاري با استبداد مطلقه اخلاقي و جسمي دست به خودكشي مي زنند.
برخي شوهران خيلي جوان و زنان ازدواج كرده بدون فرزند به اين نوع خودكشي كه از اهميت و تعدد كمتري نسبت به ساير انواع خودكشي برخوردار است روي مي آورند. تعهدات اخلاقي و اجباري و انضباط حاكم بر زندگي زناشوئي كه به مسدود شدن يكسري از آرزوها و تحديد آزاديهاي مرد يا زن منجر مي شود از دلايل گرايش زوجين جوان به اين نوع خودكشي است.
2-2- نظریه مارلیس هالبواکس
مارلیس هالبواکس شاگرد و پیرو دورکیم دراثر خود« تحت عنوان علل خودکشی » که در سال 1930 انتشار یافت با استفاده از آمار جدید، بسیاری از فرضیات دورکیم را پس از گذشت 33 سال از انتشار کتاب خودکشی مجدداً تأیید کرد.
او شیوه دورکیم که خودکشی را در ارتباط با متغیرهای منفرد بررسی نموده بود رد کرد و اظهار داشت که متغیرهایی چون وضعیت مذهبی و ساختار فامیلی بایستی به عنوان اجزایی که از یک کلیّت در نظر آورده شوند تا بتوان به شناخت و ارتباط آنها با میزان خودکشی نایل گشت .
به نظر هالبواکس در فرانسه کاتولیکها درعین حال که به عنوان یک گروه مذهبی و سنتی به شمار می روند دارای یک ساختار فامیلی بسیار متشکل و منسجم می باشند از این روحیات مذهبی و زندگی خانوادگی به شکل متقابل با یکدیگر وابستگی درونی و فی مابین داشته و می باید توأماً مطالعه شوند.
هالبواکس این فرض دورکیم را که نرخ خودکشی در دوران بحران اقتصادی افزایش می یابد مجدداً در فاصله بین سالهای 1880-1914 با آزمایش ارتباط بین نوسانات در شاخص فعالیت اقتصادی و نرخ خودکشی در آلمان مورد بررسی قرار داد و نتیجه گرفت که در دوره های بحران اقتصادی نرخ خودکشی افزایش می یابد .
به این ترتیب این فرض دورکیم نیز توسط هالبواکس تأیید گردید و هالبواکس با نمونه شناسی خودکشی دورکیم مخالف بود ولی همچون دورکیم از نظریات روانکاوی در باب خودکشی انتقاد می نمود و علت واقعی خودکشیها را وجود یک خلاء اجتماعی در پیرامون فرد خودکش می دانست.
3-2- « نظریات گیبس و مارتین »
آنان با یک مطالعه تجربی کوشیدند با تدوین فرضیاتی به نوعی عملیاتی کردن مفهوم تشکل اجتماعی دورکیسم دست یازیده و با ساخت واحد اندازه گیری و سنجش معتبری براساس متغیرهای شغل و سن که ارتباط معکوسی را بین نرخ خودکشی و میزان همبستگی نشان می داد کارایی و اعتبار نظر دورکیم را در باب ارتباط متشکل اجتماعی و نرخ خودکشی تأیید کنند.
گیبس و مارتین با توجه به فرضیات خود اقدام به ارائه فرضیه کلی خود می نمایند که طبق آن نرخ خودکشی در یک جمعیت به طور معکوس با درجه همگنی و ثبات وضعیت افراد درآن جمعیت ارتباط دارد.
4-2- « نظریه رابرت مرتن »
رابرت مرتن جامعه شناس امریکایی در نظریه عمومی کژرفتاری کوشید که طرقی را که رفتارهای نابهنجار مثل خودکشی به وسیله صور خاصی از ساخت اجتماعی تولید می شوند را نشان دهد.
او معتقد بود به همان شدت که رفتار سازگارانه محصول ساختار اجتماعی است ، رفتار ناسازگارانه نیز برخاسته از چنین ساختاری می باشد.
مرتن هر نوع رفتار کجرو و نابهنجار نظیر خودکشی را ناشی از جدایی و گسستگی و عدم ارتباط فعال بین آنچه را که فرهنگ جامعه به عنوان هدف تبلیغ و اشاعه می نماید و آنچه که جامعه به عنوان جاده و راه جهت نیل به آن اهداف مهیّا می سازد می داند.
مرتن معتقد است کسانی درجامعه مورد احترام هستند که دارای در آمد و ثروت باشند
راههایی که جامعه توصیه می کند دو گونه اند :
الف) راههای نهادی شده ب) راههای نهادی نشده
راههای نهادی شده امری سهل و آسان نمی باشند مثلاً هر چه راهها طولانی باشند رسیدن به آنها مشکل است و اگر بین راهها و هدفها فاصله وجود داشته باشد و مشکلاتی برسر راه رسیدن به اهداف موجود باشد انسان دچار انحراف می گردد.
درجامعه ای که روی هدفها تبلیغ می شود وبه راهها توجه نمی گردد . فرد هدف را با انگیزه خاص دنبال می کند ولی اهمیت راهها برایش چندان مهم نیست که این بی توجهی موجب انحراف فرد می گردد.
مرتن معتقد است که طبقات و اقشار محروم جامعه بیش از طبقات مرفه شانس احتمال استفاده از وسایل و راههای غیرمشروع برای نیل به هدفهای مورد نظر را دارند . سپس بایستی به منظور جلوگیری از گسیختگی اجتماعی و ایجاد همنواعی و سازگاری با نظام اجتماعی و فرهنگی هدفهای فرهنگی و وسایل نهادی شده را برای افراد جامعه مهیا ساخت.
5-2- « نظریه فروید»
نظریه روانکاوی فروید یکی از مهمترین نظریات تبیین روانی کژرفتاری و خودکشی است . فروید شخصیت آدمی را ناشی از مراحل 1- نهاد 2- خود 3- فراخود می داند و معتقد است کژرفتاری به عنوان یک بیماری روانی از نابسامانیها در یکی ازمراحل رشد شخصیتی فرد ویا روابط بین آنها ناشی می شود و به غریزه عشق و مرگ اشاره می کند.
فروید معتقد است : کسانی که دست به خودکشی می زنند بیمارانی هستند که غریزه مرگ در آنها بر غریزه شور زندگی غلبه کرده است و اندیشه مرگ را در آنان به وجود آورده است.
6-2- « نظریه کارل منینگر »
منینگر در تبیین علل خودکشی به نقش عوامل غیر اجتماعی و عمدتاً روانی توجه دارد . او مانند فروید که خودکش ها بیماران روانی هستند که در آنها غریزه مرگ بر غریزه عشق غالب می شود و زمینه مساعد جهت اقدام به خودکشی فراهم می گردد.
منینگر درباره علل خودکشی می گوید هرچند که در جوازهای مرگ و گزارشات آماری غالباً خود کشی را معلول عواملی چون بیماری جسمی، ورشکستگی مالی و شکستهای عشقی و تحصیلی و نظایر آن در نظر می گیرند در حاليكه مطالعات بعدي نشان داده اند که علل اصلی خودکشی چیزی فراتر از این عوامل هستند، به طوری که نتوان آن را به پریشانی فرد و نابسامانی اجتماعی انتساب داد. هدف عمده او این است که نابسامانیهای شخصیتی و آشفتگی اجتماعی می توانند تنها از شروط لازم در بروز خودکشی باشند ولی آنها نمی توانند خودکشی را قطعی نمایند.
منینگرسه شکل اصلی از خودکشی را نشان می دهد:
الف) خودکشی متعارف : که همان خودکشی موفق است.
ب) خودکشی مزمن : که در واقع همان خودکشی ناموفق است و عمل فرد خودکش خنثی گردیده است . ولی او پس ازارتکاب عمل ازلحاظ روانشناختی خود را مرده می پندارد.
ج) خودکشی اخص : که در آن فرد عمدتاً به ضرب و شتم خود می پردازد و با مجروح ساختن قسمتهایی از بدن خود آرزوی مرگ می کند.
7-2- لوئیس دوبلین و سی بانزل
« این دو معتقدند هرجا که آداب و رسوم وسنت ها، خودکشی را قابل قبول یا قابل اغماض بدانند ، اشخاص بیمار دست به خودکشی خواهند زد و هر جا که خودکشی به شدت به وسیله قواعد مذهبی یا دولتی محکوم شود، خودکشی بسیار به ندرت اتفاق خواهد افتاد.
8-2- داگلاس
« افرادی که اقدام به خودکشی می کنند، عموماً الگوهای چندی از مفاهیم اجتماعی را که از آن برای رابطه خود به دیگران ساخته اند دارا می باشند.»
9-2- ژان ژاک روسو ( 1778-1712)
جامعه شناس طبیعت گرای فرانسوی می گوید: « این اجتماع است که باعث خودکشی افراد می شود.» بنابراین فرد را بی گناه و جامعه را گناهکار می انگارد . او در یکی از یادداشتهای خود می گوید:
« خودکشی مرگی است به صورت فراتر و شرم آور خودکشی سرقت از نوع انسان است.»
3) تاریخچه خودکشی
خودکشی یا « موت بالاراده و بالاختیار» سابقۀ تاریخی دیرینه ای دارد و ادیان، مذاهب وحکما نسبت به آن مواضع متفاوتی گرفته اند .
با سیری در ادوار جوامع و مروری بر وضعیت اجتماعی و فرهنگی ملل و شرایط زندگی امم می توان عواملی را که درجامعه ای معین و درعصری مشخص انسانها رابه سوی انتها سوق داده است تشخیص و تمیز داد.
در هندوستان از عهد باستان ، مطابق آیین هندو، اندیشۀ برهمن ها و تأثیر دین برهمایی خردمندانی که درجست و جوی کمال ووصول به خیر جاویدان یا « نیروانا» بودند برای رها شدن از همۀ دردها و با ورود درعالم فنای مطلق، درخلال جشن های مذهبی به فراوانی دست به خودکشی می زدند.
تا اواخر قرن 19 میلادی در بسیاری از نقاط هند سوتی(Suttee) یا خودکشی زن بیوه پس از مرگ شوهر امری کاملاً مرسوم و پذیرفته شده بود .
چنین رفتاری تأثیر ازتعلیمات و باورهای آئین برهمایی بوده و به شدت از سوی محافل مذهبی و رهبران و اولیای دین برهمایی تبلیغ می شد.
آنان معتقد بودند این نوع مرگ سبب بخشیده شدن گناهان شوهر گردیده و امکان راهیابی زن را به بهشت فراهم می سازد به علاوه فرزندان زن خودکش در جامعه از امتیازات زیادی بهره مند خواهند شد.
درتبت و چین باستان افرادیکه مبادرت به خودکشی می کردند، عمدتاً دو دسته بودند. یکدسته کسانی که در جستجوی تکامل معنوی بودند و دسته دیگر کسانی که برای گریز از مقابل دشمن دست به خودکشی می زدند.
در چین ، گاه خودکشی نوعی عکس العمل گروهی به شمار می آمد، مثلاً ، پس از مرگ کنفوسیوس 500 نفر ازشاگردان او در اعتراض به از میان بردن آثار استاد خود را به دریا انداختند و خودکشی کردند.
در ژاپن خودکشی همواره به عنوان یک سنت کهن مطرح است . در این کشور، درمیان اشراف و سامورایی ها، حفظ شرافت و نجابت خانوادگی ، نجبا را وادار می کرد به نوعی خودکشی دست بزنند. خودکشی اختیاری اشراف و سامورایی های عهد باستان و افسران نظامی ژاپن در طول جنگ جهانی دوم به « هاراگیری» معروف بود.
درمصر باستان نیز خودکشی نوعی انتظار رهایی از زندگی بود، خواستاران این رهایی به صورت انجمن هایی گردهم می آمدند و به جستجوی مطبوع ترین وسیله برای مردن بودند. در آتن عهد باستان ، خودکشی مطرود شمرده می شد؛ جسد خودکشی کننده مجازات می شد ، دست راست آن را می بریدند و درمحل دیگری دفن می کردند.
در سدۀ 19 میلادی بر تعداد خودکشی ها افزوده شد . در انگلستان تا سال 1870 خودکشی ازنظر قانونی جرم به حساب می آمد و وابستگان خودکشی کننده موظف بودند مبلغی برای غرامت به دولت بپردازند . این قانون در سال 1961 لغو شد.
درمذاهب یهود ، مسیحیت و اسلام خودکشی به مفهوم قتل نفس وعمل منفور و مغایر احوال الهی بعنوان عملی غیرقابل بخشش مطرح است.
در اسلام نوعی از این خودکشی ، « موت احمر» که ناشی از زهد و امساک عارفانه و عابدانه نباشد، مذموم و حتی ممنوع است.
فقهای اسلامی در تفسیر آیه 192 از سوره بقره :
« ولا تلقوا بایدیکم الی التهلکه » ( با دست های خود خودتان را به مهلکه نیافکنید) معتقد هستندکه « خودکشی » با دستِ خود خویشتن را به مهلکه انداختن است و ناقض دستور خدا، لذا از معاصی شمرده می شود و ممنوعیت دنیوی و دینی دارد.
1-3- « تاریخچه مطالعاتی » پیشینه تحقیق
پدیده خودکشی از گذشته های دور مورد توجه اندیشمندان و صاحب نظران قرار داشته است.
تا قبل ازقرن 19 توجه اغلب محققین به اثرات و نتایج اخلاقی عمل خودکشی معطوف بود تا تحقیق درباب عمل آن.
یکی از اولین بررسی های جامع در مورد خودکشی توسط فالره در سال 1822 میلادی در فرانسه صورت گرفت. بعد از او نیز مطالعات زیادی در این زمینه انجام گرفت . در قرن 19 امیل دورکیم تجزیه و تحلیل جامعه شناسی خودکشی را پایه گذاری
می نماید و « خودکشی را به عنوان شاخصی جهت نشان دادن زوال و نقصان اخلاق، فقدان همبستگی و انسجام اجتماعی و کاهش پیوند و ارتباط مولد و معقولی بین فرد وجامعه و اختلال در کارکرد نرمال و مطلوب کنترل کننده های اجتماعی و تنظیم کننده های رفتاری مطرح می سازد.» این تحقیق مقدمه ای شد برای تحقیقات بعدی.
در این قسمت خلاصه یافته های تحقیقات گوناگون بررسی می شود.
الف ) جنس
محمد حسین فرجاد طی پژوهشی تحت عنوان « آسیب شناسی اجتماعی و جامعه شناسی انحرافات » در بررسی های آماری نشان داده که « زنان بیشتر از مردان در خودکشی تلاش می کنند ولی مردان بیشتر اززنان مرتکب خودکشی می شوند.»
همچنین منوچهر شمس خرم آبادی نیز در پژوهشی که درسال 81-1380 داشته عنوان کرده که اکثر افراد مورد پژوهش (2/88% ) زن و فقط 8/11% مرد بودند که این خودکشی یا خودسوزی را در زنان بیشتر نشان می دهد. ( شمس خرم آبادی 81-1380 ، ص20)
ب ) سن
قدرت الله نجفی نیز درپایان نامه کارشناسی ارشد خود به نقل از سادوک چنین نوشته : سالمندان کمتر از جوانان اقدام به خودکشی می کنند اما درخودکشی موفقتر از جوانان هستند. بین سالیان 80-1970 عیار خودکشی مردها 15 تا 24 ساله 40% افزایش یافته است و هنوز درحال افزایش است. و همچنین آورده که بالاترین نسبت خودکشی در گروه 15 تا 19 سال و 20 تا 24 سال است. (نجفی ، 1379 ، ص13)
ج ) مذهب :
هر قدر میزان پایبندی خانواده ها به مذهب بیشتر باشد، مصونیت بیشتری نسبت به خودکشی در میان اعضای آنان پیدا می شود و کمتر در معرض آسیب قرار گرفته اند. (نجفی، 1379، ص13)
د) تأهل و تجرد :
از نظر تأهل از بین نمونه های مورد پژوهش 3/49% متأهل و 3/49% مجرد وتنها 4/1% مطلقه و همسر فوت شده بودند. (شمس خرم آبادی 81-80 ، ص21) .
نجفی نیز در پایان نامه ارشد خود به نقل از قائم مقامی آورده که عیار خودکشی کسانی که طلاق گرفته اند بیشتر از کسانی است که طلاق نگرفته اند او همچنین آورده که خودکشی درکسانی که سابقه اقدام به خودکشی یا خودسوزی موفق در خانواده آنها وجود دارد شایعتر است.
ه) شغل :
گیبز رابطه شغل با پایگاه اجتماعی خودکشی را چنین خلاصه نموده است :
« میزانهای بالای خودکشی هم درمیان طبقه مدیریت حرفه ای و هم درمیان کارگران غیرماهر مشاهده شده است ، ضمناً مشاغلی که از نظرپایگاه در حد وسط این دو طبقه قرار داشتند دارای میزانهای خودکشی پایین تری بودند. بنا بر اين بايد پذيرفت که میزان بالای خودکشی که نوعاً درمیان اشخاص بیکار یا از کار افتاده وبازنشسته غالب است با الگوی« درآمد کم – حیثیت پایین » مطابقت دارد.
همچنین زنان خانه دار عیار بیشتری از خودکشی یا خودسوزی را به خود اختصاص می دهند.( نجفی 1379، ص21)
و) سلامت جسمی و روانی :
شمس خرم آبادی در پژوهش خود آورده است :از نظر سلامت روانی (11% ) خودکش ها سابقۀ نوروز (افسردگی ) و فقط (8/0%) سابقه سایکوز داشته اند، او همچنین عنوان کرده است که خطر خودکشی (خودسوزی ) در بیماران روانی 3 تا 12 بار بیشتر از افراد عادی است . همچنین هرچیشکی و تودرو (1996) درنتایج تحقیق خودسوزی خود اعلام کردند که 26% از خودسوخته ها دارای اختلالات روانی یا شخصیتی ودند. سلامت جسمی :
کالبد شکافی ها نشان می دهد که در 25 تا 75 درصد قربانیان خودکشی بیماری جسمی وجود دارد. ( شمس خرم آبادی 81-1380، ص23)
2-3- شیوه خودکشی :
انتخاب کردن شیوه خودکشی به عوامل مختلفی بستگی دارد اما كاملامشخص است خودکشی یک امر آموختنی و تقلیدی است.
ظرفیت افراد برای مقابله با ناامیدی یک حد مشخص و معینی دارد این ظرفیت در طی زمان و براثر بروز استرس های مختلف و ناگواری های فردی و اجتماعی به تدریج کاهش می یابد و کم می شود و به حدی می رسد که یک فرد تنها بهانه یا دلیل کوچکی می طلبد که مهیای پایان دادن به زندگی خود باشد، بنابراین آن بهانه فقط می تواند علت تامه باشد نه اصلی.
شمس خرم آبادی در پایان نامه خود می نویسد اگر شخصی تصمیم به خودکشی بگیرد از طریق خودسوزی ، معمولاً لباس خود را به مواد نفتی آغشته نموده، سپس خودش را به آتش می کشد. و اکثر اوقات فرد برای جلوگیری کردن از به آتش کشیدن خانۀ خود ، در نقاطی دور از اطاقهای مسکونی مانند حیاط خلوت یا حمام که فاقد اشیاء سوختنی است خود را می سوزانند. که خودسوزی خشن ترین راه خودکشی در غرب کشور است.
4) آیات قرآن راجع به خودکشی :
در قرآن ، کتاب آسمانی، در سورۀ بقره آیۀ 195 آمده است :
از مال خود در راه خدا انفاق کنید . لیکن نه به خدا اسراف و خود را به هلاکت نیندازید . نیکویی کنید زیرا خداوند نیکوکاران را دوست دارد.
« با دست خود خویشتن را به هلاکت نیندازید.
اسلام قتل نفس را از گناهان بزرگ به شمار آورده و آنرا شدیداً محکوم نموده است . امیرالمؤمنین علی (ع) می فرماید: « مؤمن خود را نمی کشد . » حضرت باقر (ع) در این مورد فرموده است : « مؤمن با همه بلاها امتحان می شود ولی هرگز خود را نمی کشد.»
5) چارچوب نظری
صاحب نظران علوم جامعه شناسی از زوایای گوناگون به مطالعه « خودکشی» به عنوان یک « آسیب اجتماعی » پرداخته اند. به عقیدۀ دورکیم (1897) و مکتب جامعه شناسان که نظر خود را با تکیه بر مطالعات آماری منظم بیان می دارند، خودکشی پدیدۀ پایداری است که اعمال فردی به توضیح وتوجیه آن قادر نیست و به همین سبب خودکشی را حاصل جمع آمدن عوامل گوناگون ، تأثیرات خانوادگی اجتماعی، دینی و ... می دانند.
دورکیم خودکشی را نشان و محصول تضعیف علقه های اجتماعی می داند که در اثر آن « همبستگی » میان اعضای جامعه کاهش یافته وفرد گرایی قوت می گیرد.
« وی خودکشی را به عنوان نتیجه بد فرجام فرآیند ناامیدی قرار نمی دهد، بلکه آن را به عنوان یک واقعۀ اجتماعی خاص بررسی می کند. به نظر وی میزان اجتماعی خودکشی ها را نمی توان با مجموع ارقام خودکشی های فردی که هر یک انگیزۀ خاصی داشته است تبیین کرد بلکه باید آن را با آنچه که پیکر اجتماعی عمیقشان را تشکیل می دهد تبیین کرد.»
« مفهوم همبستگی دورکیم تصویری از جامعه را ارائه می کند که در آن گروهها و افراد به هم پیوسته اند و به طوری منظم و الگوبندی شده و کمابیش، پیش بینی پذیر کنش متقابل می کنند. اساس این کنش متقابل، اخلاقیات یا مقررات اخلاقی است که به عقیدۀ دورکیم عبارت است از مجموعه ای از قواعد و هنجارهایی که کردار انسان را راهنمایی و مهار می کنند.
وجود این رهنمودها بدین معناست که افراد مطابق با تعهدات خود، به دیگران و به طور کلی به جامعه کنش متقابل ارائه می کنند. از این رهگذر افراد از حقوق و میزان مشارکت خود درایجاد همبستگی اجتماعی شناخت پیدا می کنند. لذا اخلاقیات برای ایجاد همبستگی میان مردم بسیار ضروری هستند ، بدون اخلاقیات جامعه نمی تواند به بقاء ادامه دهد.»
راستی چه عاملی باعث می شود تا جامعه با از دست دادن اخلاقیات و روح همبستگی بقاء خود را به مخاطره اندازد و از حدود و ثغور همبستگی فراتر رود؟
وقتی جامعه قاطعیت نداشته باشد که افراد خود را به قدر کافی تعلیم دهد و آنها را طبق قالب و الگوهایی که داراست در آورد و تحت فشار جامعه ای در راستای مرسوم نگهدارد، عده ای از افراد آن از این عدم قاطعیت استفاده کرده از خط و مرز کشیده شده خارج می شوند.در این مورد تقصیر از کسانی که از خط خارج شده اند نیست، بلکه قدرت جاذبه و حاکمه جامعه برای تنفیذ هنجارها کافی نبوده است.» (شیخاوندی 73 و 47)
دورکیم سلامت جامعه را منوط به میزان درجۀ همبستگی اجتماعی آنها دانسته و بررسی این میزان را از وظایف علم جامعه شناسی می داند. همبستگی اجتماعی، می تواند وحدت، سلامت و یکپارچگی گروه را تعیین کند. هر جا که این همبستگی نیرومند تر باشد افراد را به سوی هم متمایل تر کرده و برمیزان روابط متقابل میان آنان می افزاید و برعکس هر چه میزان همبستگی کمتر باشد ازتنوع روابط و برخوردهای میان افراد جامعه کاسته خواهد شد. » ( دکتر تنهایی، ص133 ، ج یک ، در آمدی بر مکاتب ونظریه های جامعه شناسی)
دورکیم با ارائه این مفهوم از همبستگی سعی در ملموس کردن آن نمود و با در نظر گرفتن دو بعد مذهب و خانواده به شاخص بندی آنها پرداخته تا بتواند به آنچه که در ذهن دارد جلوۀ عینی ببخشد چرا که همانگونه که ذکر شد «همبستگی جامعه ای یک پدیدۀ کاملاً اخلاقی است که فی نفسه قابل مشاهده یا اندازه گیری است.
نظریۀ دیگر ازموریس هالبواکس است که خودکشی را مانند دورکیم به سه دسته تقسیم می کرد :
الف) از طریق جدا شدن فرد از گروه اجتماعی (فردگرایی افراطی)
ب) از طریق وابستگی بیش از حد او به گروه اجتماعی ( کمبود فردگرایی )
ج) از طریق انهدام توأم با هرج و مرج گروه اجتماعی ( کمبود انسجام اجتماعی)
به نظر هالبواکس ، عامل ایجاد کنندۀ خودکشی « خلاء اجتماعی » است که فرد را احاطه می کند.
نظریۀ دیگر را کسانی ارائه کرده اند که عقیده دارند میان پدیدۀ خودکشی و «بی سازمانی اجتماعی» رابطۀ قوی وجود دارد.
مطالعات مربوط به این نظریه غالباً بر این فرض کلی مبتنی است که میزان خودکشی با وسعت ابعاد بی سازمانی جامعه ارتباط مستقیم دارد. منظور از بی سازمانی اجتماعی وضعیتی است که در آن افراد و گروهها در همسازی با هنجارهای اجتماعی ناتوان می شوند.
نظریۀ دیگر ازپاول است که به تبعیت از دورکیم ، بی هنجاری را عامل قطعی در علت شناسی خودکشی می داند. به نظر او بی هنجاری با احساس تهی بودن همراه است و درنهایت به خودکشی می انجامد.
6- جامعه شناسی خودکشی
مطالعه و پژوهشهای متخصصان علوم انسانی در طی قرنهای گذشته نشان می دهد که عده کثیری از آنها وقت خود را صرف کشف علل خودکشی و درصورت امکان از بین بردن عوامل مؤثر در پیدایش خودکشی نموده اند، تا شاید راه گشائی جهت رفع این مشکل اجتماعی باشد.
به تعبيري می توان گفت که خودکشی یک واکنش اجتماعی است و مادامي كه کنش های آن جامعه شناخته نشود نمی توان این واکنش را ارزیابی کرد و مذموم بودن این پدیده یک امر بدیهی است . پدیده های اجتماعی گاه چند تا چندین عاملی هستند ویک مسئله شاید جواب های درست بسیاری داشته باشد در حاليكه مسائل تجربی تنها یک جواب صحیح می تواند داشته باشند اگر چه مسائل اجتماعی مانند کوه یخ تنها 20% خود را آشکار می سازند و 80% ما بقی به عنوان ریشه های اصلی که در زیر آب قرار دارند باید تحت بررسی دقیق تری قرار گیرند.
« براساس نظر دورکیم جامعه شناس فرانسوی جامعه به دو شیوه افراد را محدود می کند. اولاً جامعه از طریق پیوند دادن افراد به ارزشها و هنجارهای گروهی آنها را یکپارچه می سازد. ثانیاً از طریق تعیین اهداف و راههای رسیدن به آنها ، به تعدیل امیال و آرزوهای بالقوه ونامحدود افراد می پردازد. دورکیم استدلال می کرد که بدون یکپارچگی و تنظیم افراد توسط جامعه، زندگی بشری دچار بی نظمی خواهد شد و درواقع وی بر این عقیده بود که روندهای انحرافی و آسیب شناختی در جامعه امروزی (مانند افزایش یکنواخت میزانهای خودکشی) را باید بر حسب عدم پیوستگی افراد جامعه و تنظیم خواسته هایشان تبیین کرد. وی با توجه به تصورش از نظر اخلاقی و اجتماعی ،چهارشکل از خودکشی را متمایز کرد.»
« دورکیم به همبستگی بین خودکشی و انسجام اجتماعی معتقد است یعنی اینکه آشفتگیهای اجتماعی و عدم ثبات روابط حاکم بر جامعه علت اصلی خودکشی در افراد است. دورکیم در کتاب خودکشی خود می گوید: اگر در جامعه نوین ، آدمیان به خاطر بی معنی بودن مرگ، خود را می کشند در جوامع سنتی به خاطر با معنی بودن مرگ چنین می کردند.( علی اکبر شعبانی فرد جهرمی ص 62)
اگرچه خودکشی یک واقعیت تلخ اجتماعی است ولی همواره ماهیتی یکسان نداشته و نخواهد داشت. از نظر دورکیم وسعت دامنه خودکشی مقیاسی است برای اندازه گیری درجه همبستگی اجتماعی و انتظامی که درجامعه وجود دارد و مقیاسی برای سنجش مقدار اتحاد و یگانگی گروهی و درجه استحکام پیوندهایی که درمیان مردم یک جامعه است . او نتیجه گرفت که خودکشی یک پدیده فردی نیست بلکه با چهره های خاصی از سازمان اجتماعی رابطه دارد . بالا یا پایین بودن میزان خودکشی در میان یک گروه ممکن است به درجه همبستگی موجود در آن گروه مربوط باشد.
جوامعی که از میزان همبستگی کمتر برخوردار می باشند دارای میزان خودکشی بالاتر هستند. دورکیم می گوید: فرد با اجتماعی شدن ، جامعه پذیر می شود و این فرایند بر اساس تعلیم و تربیت صورت می گیرد، در غیر این صورت برای مهار طبع شریر افراد و هوی و هوسهای فرد گرایانه و خودگرایانه آنها و همگام نمودن آنها با وجدان جمعی ، استفاده از زور لازم است .
« فرایند خودکشی شامل تحقیقی است که فرد درباره تمام راههای چاره ممکن برای رسیدگی به مشکلات خود به عمل می آورد و سرانجام این راههای چاره به مرگ بعنوان تنها راه علاج ممکن ، ختم می گردد .
این فرآیند به گونه زیر است :
1- تاریخچۀ طولانی مشکلات
2- پدیدار شدن مشکلات جدیدتر، به معنی این که فرد هنوز مشکلات قبلی را حل نکرده .
3- ناتوانی روز افزون شخص ازفراگرفتن تکنیکهای انطباقی موجود برای مقابله با مشکلات فرآیند قدیمی که خود این امر موجب می شود که فرد احساس کند هیچگونه رابطه معنا داری با اجتماع ندارد و تنها مانده است.
4- آخرین مرحله این فرآیند روزها وهفته های قبل از خودکشی است که در آن لحظات فرد احساس می کند به بن بستی ناگهانی از برقراری هرنوع ارتباط با مردم و اجتماع رسیده و هر چه به آینده می نگرد امیدی به توانایی برقراری چنین ارتباطی نمی بیند و به طور خلاصه آنچه می بینید پایان همه امیدهاست احتمالاً عوامل زیادی وجود دارند که نقش بسیار مهمی در آخرین مرحله خودکشی ایفا می کنند.
تاكنون از مطالعات و تحقیقات انجام شده این نتیجه را ميتوان دريافت كرد که اعمالی که یک فرد در جهت خودکشی انجام می دهد و فرآیند مردن ، وسیله هایی هستند برای تغییر شکل دادن « جوهر » اساسی خود فرد.»
( قدرت الله نجفی به نقل از قائم مقامی ، 160-155)
خودکشی یک عمل اتفاقی نیست برعکس راهی برای رهایی از یک مسئله و بحران است که شخص را شدیداً رنج می دهد.
این عمل با نیازهای باطل و برآورده نشده ، احساس یأس و درماندگی ،تعارض های دودلانه بین زندگی و استرس غیرقابل تحمل و باریکتر شدن راههای چاره از دیدگاه شخص رابطه دارد. و باید در نظر داشت که خودکشی یا همان خودسوزی که در این تحقیق مدنظر است منحصراً محدود به افرادی که افسرده هستند نبوده و تقریباً هر کسی میل به خودکشی و مرگ را داراست.
روشهای متعددی برای خودکشی وجود دارد ،خودسوزی نیز یکی از روش های خودکشی است که فرد آگاهانه با به آتش کشیدن جسم خود سعی در قطع ادامه حیات خویش دارد.
فصل سوم
1- روش شناسی تحقیق :
1-1- روش شناسی تحقیق : اسنادی – میدانی
در تحقیق حاضر، برای کسب اطلاع از ویژگی های فردی، اجتماعی ، خانوادگی، اقتصادی و فرهنگی افرادی که به خودکشی اقدام کرده اند، ( اعم از موفق و ناموفق ) از روش پیمایشی ، به طریق مطالعه میدانی استفاده شده است.
در پژوهش حال حاضر سعی گردیده علاوه بررجوع به اطلاعات ثانویه به پرونده های خودکشها و اسناد و منابع موجود مراجعه گردید و ضمن ثبت اطلاعات و داده ها زمینه ها و امکانات شناخت تجربی پدیده خود سوزی فراهم آمد.
2-1- جامعه آماری و جمعیت نمونه
در این مطالعه جامعه مورد پژوهش را کلیه سوختگانی که به علل مختلف اقدام به خودکشی به روش خودسوزی نموده وبه اورژانس بیمارستان شهدای عشایر شهر خرم آباد انتقال یافته اند را تشکیل داده است که شرایط و معیارهای مورد نظر در این پژوهش را دارا بودند و همچنین از پرونده های پزشکی قانونی و اطلاعات و تجربیات پرستاران و مددکاران بخش سوانح و سوختگی این شهر هم استفاده شده است.
3-1- رسش تحقیق
رسش در این تحقیق با توجه به موضوع مطالعه آن از نوع تاریخی می باشد ،این تحقیق از نظر زمانی در سال 86 انجام می شود و در آن از نظریات ، تئوریها و یافته های صاحب نظران وجامعه شناسان پیشین استفاده شده است.
4-1- طرح تحقیق :
جمع آوری آمار وارقام مربوط به خودکشی در شهر خرم آباد و حومه طی فروردین ماه 86 تا اواخر مهر 86 از جمله کارهای اصلی این تحقیق بوده است.
تمام خانواده ها و افراد خودسوخته (خانواده هایی که در آنها حداقل یک مورد خودکشی ویا اقدام به خودکشی در طی این6 ماه رخ داده است به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شده است. ولی در این تحقیق محدودیتهای زیادی وجود داشت لذا با تعدادی از خانواده های افراد خودسوخته و کسانی که خودسوزی کرده اند صحبت و گفتگو شد . که بیشتر به روش مصاحبه ای بود.
5-1- فن تحقیق
جهت انجام این پژوهش از روش نمونه گیری جمعیت مبتنی برهدف در دسترس استفاده گردید . یعنی کلیه خودسوختگانی که در تاریخ مورد نظر به اورژانس بیمارستان شهدای عشایر شهر خرم آباد انتقال یافته ودارای شرایط و معیارهای مورد نظر در پژوهش بودند، انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند.
گفتني است كه با وجود محدودیتهای این تحقیق در جهت جمع آوری اطلاعات با رجوع به پرونده های بیمارستانی افراد خودکش در نزد مراجع ذیصلاح مبادرت به جمع آوری اطلاعات شده است و این نشان دهنده استفاده ازفن مطالعه اسنادی
می باشد ، در این تحقیق هم از روش اسنادی و میدانی استفاده گردید.
6-1- طرح اجرایی
در این تحقیق برای مراحل مختلف پژوهش برنامه ریزی زمانی ذیل را برای انجام مرحله ای تحقیق در نظر
بخش اول چندین سؤال در مورد سن ، جنس، وضعیت تأهل ، تعداد فرزندان متارکه یا فوت همسر، ازدواج مجدد، میزان تحصیلات، شغل ، محل سکونت ، وضعیت محل سکونت ، درآمد ماهیانه ، سابقه خودکشی قبلی و ... می باشد ، همچنین یک سؤال باز تحت عنوان ( به گرفته است :
- فصل اول : از نیمه فروردین ماه 86 تا نیمه اردیبهشت86
- فصل دوم و سوم : ازنیمه اردیبهشت ماه تا اوایل تیرماه 86
- فصل چهارم و پنجم : از تیرماه تا اول آبان 86
فصل چهارم
1- تجزیه و تحلیل داده ها و روش کار :
با انجام مراحل و کسب مجوز از مسئولین ، بعد از پذیرش فرد سوخته در بخش اورژانس و بخش سوختگی بیمارستان آموزشی شهدای عشایر شهر خرم آباد و انجام اقدامات درمانی، پژوهشگر ضمن فراهم نمودن محیطی امن و خصوصی خود را به نمونه مورد نظر معرفی و هدف ازانجام پژوهش را به وی توضیح می داد.
بعد ازکسب رضایت نمونه برای شرکت در پژوهش پرسشنامه توسط پژوهشگر برای وی قرائت و پاسخ های داده شده را عیناً در ستون مورد نظر علامت گذاری و ثبت می نمود.
جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی- تحلیلی استفاده گردید و بمنظور بررسی ارتباط بین متغیرهای کمی با علل خودسوزی مربوط به مشکلات فردی، اقتصادی – اجتماعی، جسمی ، عاطفی و سابقه اختلالات روانی از آزمون های t وجهت تعیین ارتباط بین متغیرهای کیفی با علل خودسوزی مربوط به مشکلات فوق از آزمون های آماری کای دو استفاده گردید.
2- روش گردآوری داده ها :
ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش مصاحبه تنظیم یافته می باشد. در این پژوهش به منظور دستیابی به اهداف پژوهش، مصاحبه ی تنظیم شده ای در دو بخش صورت گرفت.
بعلت عدم امكان رسم جداول از نظر فني فقط به ذكر نتايج حاصل از آنها بسنده مي شود
3- توزیع فراوانی مطلق و نسبی بیماران خود سوخته مراجعه کننده به بیمارستان برحسب دلایل خودسوزی
مربوط به مشکلات فردی.
جدول شماره 1 : مشکل وابستگی به مواد در خانواده
3/9% نمونه ها اعلام داشتند که وابستگی اعضای خانواده آنها به مواد مخدر به عنوان مهمترین عامل درخودسوزی آنها بوده است .
جدول شماره 2 : مشکل وابستگی فرد به مواد
4% نمونه ها اعلام داشتند که وابستگی خودشان به مواد مخدر به عنوان مهمترین دلیل درخودسوزی آنها بوده است .
جدول شماره 3 : مشکل اختلاف با همسر
28% از شرکت کنندگان در تحقیق اختلاف با همسر را به عنوان مهمترین دلیل درخودسوزی خود اعلام کردند.
جدول شماره 4 : مشکل اختلاف با خانواده های همسر، خودش و دیگران
اکثریت نمونه های مورد پژوهش 80 % اختلاف در زندگی را (52% اختلاف با خانواده های همسر ، خودش و دیگران به عنوان قوی ترین دلیل و درحد زیاد – خیلی زیاد در خودسوزی خویش اعلام کردند.
4- توزیع فراوانی مطلق و نسبی بیماران خودسوخته مراجعه کننده به بیمارستان برحسب دلایل خودسوزی مربوط به مشکلات عاطفی .
جدول شماره 5 : مشکل از دست دادن فرد مورد علاقه
8 % از نمونه های مورد پژوهش از دست دادن فرد مورد علاقه را علت خودسوزی خود اعلام کردند.
جدول شماره 6 : مشکل تحقیر و تمسخر
این جدول نمایانگر آن است که 3/37% افراد خودکش تحقیر و تمسخر را علت اصلی خودسوزی خود اعلام کردند.
جدول شماره 7 : مشکل خشونت خانگی
براساس این جدول 7/34% افراد پرخاشگری و خشونت درخانواده را مهمترین عامل در خودکشی خود اعلام کردند.
جدول شماره 8 : مشکل ضرب وشتم
7/46% از افراد خودکش ضرب و شتم را عامل اصلی خودسوزی خود اعلام کردند .
جدول شماره 9 : مشکل تنها بودن و فقدان حامی
اکثر نمونه هایعنی 7/42% از افرادی که خودکشی کرده اند علت اصلی خودسوزی اشان را تنها و بدون حامی بودن عنوان کردند.
جدول شماره 10 : احساس ترس و اضطراب دائمی
7/18% از افرادی که خودکشی کرده اند احساس ترس و اضطراب دائمی را قوی ترین علت اقدام به خودسوزی اعلام کردند.
جدول شماره 11 : احساس نااميدي و پوچي
3/45% از افرادی که خودکشی کرده اند مهمترین علت خودسوزی خود را ناامیدی ، بی ارزشی و پوچی اعلام کردند.
5- توزیع فراوانی مطلق و نسبی بیماران خود سوخته مراجعه کننده به بیمارستان برحسب دلایل خودسوزی مربوط به مشکلات روانی (افسردگی )
جدول شماره 12: مشکل اختلالات روانپزشکی
6/2% از افرادی که دست به خودکشی زدند تحت نظر روان پزشک بودند.
جدول شماره 13 : مشکل افسردگی
6/10% درصد از افرادی که دست به خودکشی زدند دارای افسردگی بودند.
جدول شماره 14 : مشکلات جسمانی
6/2% درصد از افرادی که دست به خودسوزی زده اند دارای بیماری جسمی بودند.
جدول شماره 15 : بیماری یکی از اعضای خانواده
3/1% درصد از افرادی که دست به خودکشی زده اند به خاطر بیماری یکی از اعضای خانواده شان دست به خودکشی زدند.
6- توزیع فراوانی مطلق و نسبی بیماران خودسوخته مراجعه کننده به بیمارستان برحسب دلایل خودسوزی مربوط به مشکلات اقتصادی
جدول شماره 16 : مشکل عدم کفایت درآمد
6/14% درصد از افرادی که دست به خودکشی زدند مهمترین علت خودکشی خود را عدم کفایت در آمد ماهیانه اعلام کردند.
جدول شماره 17 : مشکل بیکاری
6/10% درصد از افرادی که دست به خودکشی زدند مهمترین علت خودکشی اشان را بیکاری و تحت تکلف بودن اعلام کردند.
7- توصیف جامعه آماری
یکی از معضلات عمده شهر خرم آباد و حومه آن میزان بالای نرخ خودکشی بوده است همواره فکر مسئولین را به خود مشغول نموده و موجبات نگرانی آنان را فراهم نموده بود بگونه ای که ضرورت بررسی ریشه ای و عملی آن کاملاً مشهود بود. در این استان مسائل زیادی وجود دارد که همگی دست به دست هم داده و دامنه چنین مشکلی را روز به روز گسترده کرده من جمله:
به دلیل جدا نمودن دختران و زنان از پسران و مردان و محصور بودن دختران در خانه آنان بر خلاف پسران که در جمع رشد می کنندو با خصلت های جمعی مأنوس می گردند به زندگی انفرادی می پردازند و هنگامی که وارد جامعه می شوند به سهولت نمی توانند با سایرین ارتباط برقرار کنند. این است که ز نان و دختران در این جوامع برای تخلیه بار عاطفی و روانی خود مشکلات عدیده ای دارند و گاه که مخاطبی برای خود بیابند تمام دردها را بازگو و تخلیه می کنند و حتی ورودشان به زمینه های فساد نیز از این زاویه قابل بررسی است. مقام ومنزلت زن بسیار پائین است و زنان بیش از مردان مورد سوءظن و بی اعتمادی اخلاقی واجتماعی قرار دارند .
همچنین زنان بیش از مردان تحت بازبینی و نظارت اجتماعی قرار دارند و این یک طبیعت خدادادی در انسان است که تحت نظارت وآزمایش و امتحان بدلیل اینکه می داند دیگران نظارت مستقیم بکار او دارند نمی تواند به خوبی عملکرد واقعی خود را ارائه دهد و همواره لرزان و ترسان واکنش می دهد .
متأسفانه همیشه قضاوت ما و حتی شخص خود کش به طور ناآگاهانه ای براساس ضربه ی آخر و تیر خلاص انجام می گیرد در صورتی که اگر آن شخص ظرفیت سالم و کاملی می داشت چندین دلیل و بهانه همرنگ و همطراز با آن بهانه خودکشی نمی توانست او را به خودکشی وادار نماید.
به هر تقدیر می توان گفت که جامعه آماری مورد پژوهش(خرم آباد و حومۀ آن) آمارهای زیادی از خودکشی را نشان می دهد که اثرآنان به روش شایع خود سوزی است . که می توان گفت یک روش خشن و بی رحمانه است برای پایان دادن به زندگی. و این روش خودکشی در این استان زیاد دیده می شود یعنی در فرهنگ غرب بیشتر است چرا که تبدیل به مسئله برزگی شده است و باید به دنبال راه حل های اساسی بود برای پیشگیری و کم تر کردن آن.
آزمون فرضیات
- متغیرهای مستقل و وابسته
1-7- خودکشی وعوامل روان شناختی
امروزه مطالعات روان شناختی اثبات کرده است که وجود اختلال روان پزشکی (مانند سوء مصرف مواد) ممکن است قوی ترین عمل خطر ساز خودکشی باشد . در بین عوامل خطرساز می توان به نقش اضطراب در پدیدۀ خودکشی اشاره کرد. اضطراب ممکن است عامل مستعد کننده، عامل سببی، عامل آشکارساز و عامل تداوم بخش یا تثبیت کنندۀ فکر خودکشی و یا تکرار آن باشد.
براساس نظر ژیراد، حوادث زندگی هویت و خود مفهومی فرد را تهدید می کنند و باعث می شوند که حمایت های هویتی وی ریشه کن شوند.
بعد روانی دیگر که در خودکشی و احتمال ارتکاب آن تأثیر داد، آن گروه از حمایت های هویتی است که خانواده و شبکۀ خویشاوندی برای فرد تأمین می کنند.
بدین ترتیب، همان طور که در این مختصر آمد، محیط اجتماعی و خانوادگی، با ایجاد تأثیرات روانی مثبت یا منفی، ممکن است حداقل زمینۀ ارتکاب خودکشی رامستعد کند یا نامناسب سازد.
2-7- خودکشی و عوامل اقتصادی
در این بحث منظور از عوامل اقتصادی آن دسته از جریانات و فرآیندهایی است که در کسب پایگاه ها و نقش های اجتماعی مرتبط با پایگاه اقتصادی مؤثرند و تغییر در آن ها باعث تزلزل در مبانی رفتار اجتماعی فرد می شود.
توسعه اقتصادی، نهادهای خویشاوندی و تطابق نظام نقش های محول را نابود می کند و باعث می شود تا الگوهای اقتصادی و اجتماعی جدیدی جایگزین شوند. پیدایش الگوی جدید نقش های اکتسابی با استفاده از سازوکار رقابت و مخاطرات آن در جوامع صنعتی و توسعه یافته باعث شکنندگی و تزلزل زندگی افراد می شود و با ضربه زدن به مفهوم از خود و هویت افراد، میزان ارتکاب به خودکشی را بالا می برد.
3-7- تغییرات اجتماعی وخودکشی
تغییرات اجتماعی باعث کاهش در نابرابری جنسیتی و اجتماعی بین زن و مرد می شود. این کاهش در نابرابری نیز ممکن است باعث کاهش حمایت شود، چون نابرابری جنسیتی از نظر تاریخی در جامعه درونی شده است؛ کاهش در نابرابری و کاهش در حمایت باعث پیدایش الگوی رفتاری اجتماعی جدیدی می شد که جایگاه تاریخی متمایز زنان و مردان در تضاد است. کاهش در نابرابری و کاهش در حمایت می تواند با جابه جا کردن الگوی رفتاری، اقتصادی و اجتماعی مبتنی برجنسیت باعث شود که در نقش اجتماعی و اقتصادی زنان ومردان تزلزل ایجاد شود و در طول سازگاری نهادی این نقش ها و تغییرات جدید اجتماعی، احتمال ارتکاب خودکشی افزایش یابد.
4-7- خودکشی و نهاد خانواده
درمطالعه ای که تورلیندسون و باناسون انجام دادند آشکار شد که وحدت خانوادگی در میزان خودکشی تأثیر دارد. جوانانی که با خانواده هایشان دارای وحدت بسیار قوی بودند کمتر تسلیم نابسامانی ها و عمل انتحاری می شدند.
در واقع تأثیر مدیریت والدین و وحدت خانوادگی ممکن است چنان باشد که تماس جوانان را با افراد خودکش محدود سازد، از طرف دیگر، کاهش وحدت خانوادگی ومدیریت والدین نیز ممکن است در گرایش جوانان به خودکشی تأثیر بگذارد.
اگرپدیدۀ خودکشی را متغیر وابسته وعوامل روانی، اقتصادی، دینی، تقلید، متغیر سیاسی، تغییرات اجتماعی و نهاد خانواده را متغیرهای مستقل در نظر بگیریم، می توان رابطۀ بین متغیرهای مستقل وابسته را چنین خلاصه کرد:
1. عوامل روانی ممکن است از طریق آماده سازی شرایط روان شناختی که خود پیامد عوامل اقتصادی- اجتماعی است باعث وسوسه یا تثبیت فکر خودکشی در فرد شود. در اینجا باید به نقش بیماری ها و فشارهای روانی اشاره کرد.
2. عوامل اقتصادی: توسعه اقتصادی و پیچیدگی در نقش های اقتصادی زن ومرد باعث می شود که الگوی سنتی تولید و به دنبال آن نظام خویشاوندی از هم گسسته و حمایت های هویتی برای هر دو جنس تعریف شود و به احتمال بیشتر د رمعرض خودکشی قرار گیرند.
3. متغیر دینی: در این زمینه نتیجه ای کلی به دست آمده، بدین ترتیب که هر چه تعلق فرد به ارزش های مذهبی و دینی بیشتر باشد، به همان اندازه احتمال ارتکاب خودکشی شخص پائین می آید. یعنی میان نگرش دینی و احتمال ارتکاب خودکشی همبستگی منفی وجود دارد .
4. متغیر تقلید ممکن است در خودکشی مؤثر باشد، بدین معنی که افرادی که دارای تجربیات مختلف مشترک اند، با الگوپذیری از یکدیگر تحت تأثیر هم واقع شوند ونیز از یکدیگر تقلید کنند.
5. دولت که نماد نظام سیاسی است، ممکن است از طریق ایجاد نوسانات اقتصادی چه به صورت ترقی و چه به صورت رکورد ناگهانی در اقتصاد باعث تضاد بین اهداف فردی وامکانات رسیدن به اهداف و از این رو ایجاد هنجاری و آشفتگی اجتماعی شود و زمینه را برای ارتکاب خودکشی فراهم سازد.
6. تغییرات اجتماعی نیز در افزایش یا کاهش نابرابری های جنسی و حمایت های اجتماعی و سرانجام، در میزان خودکشی تأثیر دارد.
7. نهاد خانواده: با سازوکارهای وحدت خانوادگی و مدیریت والدین ممکن است با تنظیم رفتار اعضای خانواده و، به خصوص جوانان، آن ها را از خطر ارتکاب به خودکشی دور نگه دارد.
8- یافته ها (آزمون فرضیات)
در این پژوهش جمعاً تعداد 75 نمونه در طول زمان مورد نظر بررسی شدند. نتایج نشان داد اکثر نمونه یعنی 5/81% در رده سنی 29-10 سال (3/49% در گروه سنی 29-20 سال و 2/32% در گروه سنی 19-10 سال) قرار دارند وتنها 4/1% در رده سنی 60 سال و بالاتر قرار دارند.
میانگین سنی افراد خود سوخته 24 سال و انحراف معیار 263/10 بود. هم چنین اکثر نمونه ها 76% زن بودند.
از نظر تأهل اکثریت نمونه های مورد پژوهش 3/49% متأهل و 3/49% مجرد و تنها 4/1% مطلقه و همسر فوت شده بودند.
از نظر شغل مشخص گردید اکثر نمونه های مورد پژوهش 4/81% خانه دار و بیکار(7/54% خانه دار و 7/26 بیکار) و تنها 4/1% کارمند بودند.
از نظر تعداد افراد خانوار 3/53% نمونه ها دارای تعداد افراد خانوار 6-4 نفره بودند و تنها 7/6% دارای افراد خانوار 11 نفر و بیشتر بودند. میانگین 35/5 و انحراف معیار 566/2 بود.
از نظر تعداد فرزندان افراد خودسوخته اکثریت نمونه های مورد پژوهش 7/66% فاقد فرزند بودند و6/2% نمونه ها دارای 7 تا8 فرزند بودند. میانگین 893% و انحراف معیار 649/1 بود.
از نظر سطح درآمد اکثریت نمونه ها 7/38% دارای درآمد ماهیانه بین 500000-110000 ریال بودند در حالی که تنها 3/5% دارای درآمد ماهیانه 800000 ریال بودند 30/49% نمونه ها در شهر، 44% در روستا و 7/6% در حاشیه شهر سکونت داشتند.
در بین افراد خود سوخته 7/18% سابقه خودکشی و خودسوزی قبلی وجود داشت و در اقوام درجه یک این افراد 24% سابقه خودکشی یا خودسوزی گزارش گردید.
3/37% از افراد خودسوخته اعلام داشتند که در محل زندگی آنها قبلاً خودسوزی رخ داده است. از نظر محل وقوع خودسوزی 48% در حمام و 28% در محوطه حیاط رخ داده بود.
اکثریت نمونه های مورد پژوهش 7/90% اعلام نمودند از اقدام خود پشیمان هستند و 4/85% اظهار نمودند که فوراً و بعد از آتش گرفتن پشیمان شده اند. 7/82% اعلام داشتند که قصد آنها از خوسوزی ترسانیدن اطرافیان بوده است.
- نتایج جداول سئوالات بخش دوم
- نتایج جدولها اینگونه نشان می دهد که اکثریت نمونه های مورد پژوهش 80% اختلاف در زندگی را(52% اختلاف با خانواده همسر و دیگران و 28% اختلاف با همسر) به عنوان قوی ترین دلیل و در حد زیاد- خیلی زیاد در خودسوزی خویش اعلام نمودند که نشان می دهند فرضیه دوم به اثبات رسیده است .
- تنها 3/9% از نمونه ها اعلام داشتند که اعتیاد آنان به مواد مخدر به عنوان مهمترین عامل در خودسوزی آنها می باشد. پس می توان گفت اعتیاد عامل پررنگی در پدیدۀ خودکشی زنان نمی باشد اما می تواند به تنهایی عاملی باشد برای اقدام به خودکشی.
- از نظر توزیع فراوانی مطلق و نسبی بیماران خود سوخته مربوط به مشکلات اقتصادی- اجتماعی اکثریت نمونه های مورد پژوهش 6/14% عدم کفایت در آمد ماهیانه و 6/10% بیکاری و اخراج از کار را به عنوان قوی ترین عامل و دلیل مؤثر در خودسوزی خویش در حد زیاد- خیلی زیاد اعلام نمودند.
- و از نظر علل خودسوزی مربوط به مشکلات جسمی اکثریت نمونه های مورد پژوهش 6/2% ابتلای به بیماری را در حد کم تا حدودی و 3/1% تغییر شکل ظاهری و بیماری یکی از اعضا خانواده را هم در خودسوزی خویش به عنوان عامل اصلی اعلام کردند.
- و جداول دیگر نمایانگر آن است که اکثریت واحدهای مورد پژوهش بترتیب 7/46% ضرب و شتم توسط همسر ودیگران 3/45% احساس ناامیدی، بی ارزشی و پوچی 7/42% تنهایی و نداشتن حامی، 3/37% تحقیر و تمسخر، 7/34% پرخاشگری را به عنوان مهمترین دلایل مؤثر در اقدام به خودسوزی خویش در حد زیاد – خیلی زیاد اعلام کردند.
نتایج سؤال باز(به چه دلیل خودسوزی نمودید؟) نیز مشخص نمود اکثریت نمونه های مورد پژوهش به ترتیب 7/62% تحقیر وتمسخر، فحاشی و پرخاشگری، 7/50% ضرب و شتم توسط همسر و دیگران، 48% احساس بی ارزشی و ناامیدی، 3/45% عدم حمایت توسط خانواده و جامعه، 7/38% اختلاف با خانواده خودش، 3/37% اذیت و آزادهای روحی، 36% اختلاف با همسر، 28% فحاشی و تهمت های ناروا، 7/26% بیکاری و احساس ناامیدی، 7/18% بدهکاری و فقرمالی و 7/14% اختلاف با خانواده همسر را به عنوان دلیل اقدام به خودسوزی خویش اعلام نمودند، از نظر ارتباط های آماری بین متغیرهای کمی و کیفی با دلایل خودسوزی مربوط به سؤال بازمشخص گردید.
بین سن با اختلاف با همسر، اختلاف با خانواده خودش، ضرب و شتم توسط همسر و دیگران، فحاشی و تهمت های ناروا، عدم حمایت توسط خانواده و جامعه تحقیر و تمسخر واذیت وآزار روحی و احساس ناامیدی با PV<0.05 رابطه معنی دار آماری وجوددارد.
هم چنین بین جنس با اختلاف با همسر، ضرب و شتم توسط همسر و دیگران، فحاشی و تهمت های ناروا، اعتیاد فرد سوخته، بیکاری و احساس ناامیدی، اذیت و آذار روحی و بدهکاری و فقرمالی با PV<0.05 رابطه معنادار آماری وجود دارد. بین تأهل با اختلاف با همسر، ضرب وشتم، بیکاری و احساس ناامیدی با PV<0.05 رابطه معنادار آماری وجود دارد.
بین تحصیلات با اختلاف با همسر و بین شغل با اختلاف با همسر، اختلاف با خانواده همسر و خانواده خودش، با ضرب و شتم توسط همسر ودیگران، با اعتیاد خودش و با بیکاری و احساس ناامیدی با PV<0.05 رابطه معنادارآماری وجود دارد. نتایج و آمارها حاکی از آن است که تمام پیش فرضها در این پژوهش به اثبات رسیده اند اما فرضیه ششم، که در مودر بیماری جسمی است نمی تواند عامل مؤثری در اقدام به خودسوزی باشد.
چراکه بیشتر تحقیقات و نتایج در این جامعه آماری نشان داد که مهمترین علتهای خوسوزی در جامعۀ لرستان می تواند به ترتیب زیر باشد و سایر عوامل نقش کمرنگی دارند:
1- اختلافات و مشاجرات خانوادگی( اختلاف با همسر و خانواده اش) 2- ضرب وشتم در خانواده 3- تنها و بدون حامی بودن 4- ناامیدی و احساس بی ارزشی و پوچی 5- تحقیرو تمسخر 6- پرخاشگری و خشونت خانوادگی و ... . که این عوامل همگی بیانگر این مسئله است که مشکلات خانوادگی می تواند بزرگترین عامل برای خودکشی فرد باشد.
فصل پنجم
1- پیشگیری
اگر به این اصل ایمان و اعتقادی ایمان داشته باشیم که«هیچ کس فطرتاً و ذاتاً منحرف نمی شود» اگر بپذیریم که پیشگیری مهم تر از درمان است، اگر به تمام واقعیت های علمی در خصوص انحراف های اجتماعی معترفیم، پس در کمال انصاف و عدالت و با در نظر گرفتن اصول و ارزش های حاکم بر روح جامعه و با هدف مبارزۀ بنیادی و ثمر بخش با انحراف ها و آسیب های اجتماعی برای سالم سازی جامعه، باید به روی دیگراین سکه یعنی در واقع عوامل اساسی گرایش به انحرافات اجتماعی نگهی علمی همراه با عمل داشته باشیم. خودکشی فریادی است برای کمک، هرچند اقدام به خودکشی از نشانه های آشنای افسردگی در همۀ سنین است،وليكن افسردگی تنها علت خودکشی نیست و گسترۀ وسیعی از اختلافات روانی در بروز خودکشی مؤثر است كه در اينجا به برخی راهكارهاي موثر در پیشگیری از این معضل اشاره مي كنيم:
1-1- آموزش بهداشت روانی به مردم باشناسایی افراد در معرض خطر
2-1- بازپروری و توان بخشی به کلیه کسانی که اقدام به خودکشی نموده و نجات یافته اند.
3-1- کاهش انزوای اجتماعی افراد در معرض خطر بخصوص زنان و دختران
4-1- زمینه سازی واقعی میدان فعالیت زنان و دختران
5-1- ایجاد فرصتهای شغلی
6- 1- ایجاد مراکز مشاوره اجتماعی وخانوادگی تخصصی
7-1- شناسایی میزان و محل آسیب پذیری خانواده ها با توزیع فرمهای پوشش دارو جهت داری در مقاطع راهنمایی، دبیرستان و دانشگاه
خودکشی یک مرگ قابل پیشگیری است. با توجه به اینکه قربانیان اغلب از یک بیماری روانی قابل درمان در عذابند، با تشخیص به موقع و ارائه درمان مناسب می توان مرگ ومیر ناشی از این فاجعه را به حداقل رساند.
2- خلاصه تحقیق
تحقیق حال حاضر با هدف کلی«بررسی آسیب شناسی و علل جامعه شناختی خودسوزی زنان در خرم آباد و حومۀ آن» را در سال 86 مورد مطالعه قرار داده است.
آنچه ضرورت و اهمیت تحقیق مورد نظر را از جهات مطالعاتی برای محقق مسلم نموده است شیوع این آسیب اجتماعی علی الخصوص در میان قشر دختران جوان و زنان می باشد. لذا بررسی موضوع فوق به عنوان یک مسئله قابل طرح می باشد. روش تحقیق در این پژوهش میدانی و اسنادی می باشد وجمعیت نمونه آن را تمام خانواده های افراد خودکش و افرادی که خودکشی به روش خودسوزی داشتند و در بیمارستان شهدای عشایر بستری بودند تشکیل می دهند. ودر تجزیه و تحلیل آن از آمار توصیفی، جداول فراوانی مطلق و نسبی، درصد، ... ، استفاده گردیده و برای رد و اثبات فرضیه ها از آزمون خی دو و T استفاده شده است. و در این تحقیق به خاطر محدودیتهای زیادی که وجود داشت یکسری از سؤالات به صورت مصاحبه و تعدادی به صورت پرسشنامه ای بوده و همچنین از پروندۀ افراد خودکش که نزد مراجع ذیصلاح بود هم استفاده شد.
چارچوب نظری کار نیز براساس نظریۀ جامعه شناسی شهیر فرانسوی اسیر دورکیم بنا نهاده شده است و با توجه به همین دیدگاه فرضیه ها را در سطوح فردی مانند سطح تحصیلات، جنس، سن و سایر ابعاد مثل زمان، شکستها و ناکامی ها، عوامل اقتصادی و... منظم و پس از تعیین ابعاد آنها را استخراج نموده و سپس به تجزیه و تحلیل داده ها اقدام شده است.
3- نتیجه گيري
براساس تجزیه و تحلیل ها مشخص گردید که:
1-3- میزان اقدام به خودکشی بیشتر در زنان و دختران دیده می شود و از نظر روش خودکشی خودسوزی در زنان بیشتر است ونتایج نشان می دهد که بیشتر برای اینکه دست به خودکشی موفق بزنند از خودسوزی استفاده می کنند.
2-3- در بعد فردی و سنی مشخص گردیده که هر چه سن افراد بالاتر بوده میزان خودکشی در بین آنها کمتر وهر چه افراد از نظر سنی جوانتر بوده میزان خودکشی در بین آنها بیشتر بوده است.
3-3- در مورد جنسیت هم می توان گفت که شدت و شیوع خودسوزی در زنان و دختران جوان خیلی بیشتر از مردان است . و عوامل زیر در گرایش زنان به خودسوزی مؤثر است:
4-3- اکثر زنان و دختران برای اینکه نشان دهند تا چه اندازه شجاعت دارند و به تهدیدهایی که برای کشتن خویش می کنند پایبند هستند ونیز اینکه رقت و احساس نوع دوستی، عاطفه و احساسات اطرافیان خود را تحریک کرده وآنها را در «عذاب وجدان» قرار دهند و همچنین این که نوعی بی قراری و مقصر بودن دائمی در آنها ایجاد کنند بصورت نمایشی دست به این عمل وحشتناك و كشنده (خودسوزی) می زنند .
5-3- دیگر اینکه با توجه به وضعیت این استان می توان گفت این پدیده به نوعی فرهنگ مبدل شده و به قول دورکیم«فراوانی خودکشی در دراز مدت در یک جامعه معین غیر قابل تغییر می ماند» و این مسئله با توجه به تقلید و همخوانی ابزار بکاررفته با احساساتی که فرد قربانی از خود بروز می دهد مبدل به وضعیتی پایدار می گردد.
6-3- مورد بعدی این که خودسوزی در بین زنان و دختران بیشتر است حاکی از فشارهای غیرمنطقی و توجیه ناپذیری است که نشأت گرفته ازروحیه مردسالاری در این جامعه و از طرفی دیگر هم روحیه حساس ولطیف و زودرنج زنان و دختران است در این فرهنگ که آنها را سوق می دهد به طرف این تفکرکه ارزش، اعتبار و شخصیت آنان دستخوش حادثه شده است و آنها را می کشاند به طرف پدیده ای به اسم خودسوزی.
7-3- مورد دیگر این است هر چه تحصیلات و میزان آگاهی بالاتر باشد خودکشی درمیان افراد کمتر وکمرنگ می شود وکمتر به سراغ این آسیب اجتماعی می روند.
7-3- این تحقیق نشان می دهد که افراد متأهل کمتر دست به خودکشی زده تا افراد مجرد چرا که افراد متأهل به خاطر تعهد و مسئولیتی که در زندگی دارند تا حدود زیادی آنها را از این اقدام منع می کند.
8-3- مورد بعدی که در این پژوهش مشخص شد بیشترین یا پررنگ ترین علت خودسوزی زنان نشأت گرفته از مشکلات و مسائل خانوادگی است. دیگر اینکه هر چه فرد از نظر جسمی و روحی سالم تر باشد کمتر دست به چنین اقدامی خواهدزد.
9-3- شکستها و رنجها و ناکامی ها در زندگی افراد نقش بسزایی در اقدام به چنین پدیده ای دارد بخصوص در قشر زنان و دختران جوان.
پیشنهادات
مرگ به علت خودکشی مانند سایر علل مرگ با اندیشه ها و برداشتهای فاجعه آمیز توأم می باشد. خودکشی معضل اجتماعی است و پدیده ای است که مستقیماً باعث انهدام نیروهای خلاقه اجتماعی می شود.
خودکشی مسئله ای اجتماعی است چراکه مستقل از زیانهای شخصی، جامعه را با برخی دشواریهای قابل سنجش مواجه می سازد.
به هر تقدیر پژوهشگر امیدوار است که هر چه زودتر و با کمک و برنامه ریزی مسئولین این پدیده فاجعه آمیز و خانمانسوز در جامعه شهری خرم آباد وحومه رخت بر بسته و روز به روز کمرنگ گردد.
... واما راههای پیشنهادی:
1- اشاعۀ فرهنگ مشاوره در بین افراد جامعه و خانواده ها از طریق رسانه های جمعی و بروشورهای تبلیغاتی.
2- انعکاس تحلیلی وقایع با برنامه ریزی مناسب و جهت دار.
3- پرکردن اوقات فراغت عمومی برای کاهش فرصت و مدت اندیشناکی در آنان.
4- آگاهی دادن به خانواده ها برای آشنایی بیشترآنها با نقش ها و کارکردهای خانوادۀ متعادل و سالم در جامعه و ارجاع موارد حاد به کلینیک های روان پزشکی و روان درمانی که به صورت جدی درصد و رفع مشکلات خانواده ها در سطحی گسترده باشند.
5- افزایش باورهای مردم منطقه در جهت فراهم نمودن تسهیلات بیشتر برای تحصیل دختران به ویژه در سطوح دانشگاهی و خارج از استان.
6- جلوگیری از ازدواج های تحمیلی و ناخواسته وجلوگیری از ازدواج زوجین با اختلاف سنی زیاد.
7- در نظر گرفتن نیازهای روحی وجسمی جوانان در مراحل رشد و متناسب با آن در نظر گرفتن ساعات تفریح و استراحت و فعالیت های جمعی و سازنده.
8- ایجاد اعتقادات ریشه دار مذهبی و دینی در بین خانواده ها و جوانان از طریق کسانی که در بین جوانان از محبوبیت خاصی برخوردارند، مثل هنرمندان.
9- بستر سازی فرهنگی در راستای اشتغال زنان و دختران به کار های سرگرم کننده (هنري ورزشي و....) از طریق ایجاد فرهنگسراهای فرهنگی و باشگاههای ورزشی بانوان
نوشته شده توسط کورش محمدی در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 17:51 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

کورش محمدی
کارشناس آسیب شناسی اجتماعی
مدرس مهارتهای زندگی
و روزنامه نگار
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY